حل المسائل الهداية في النحو - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٣ - در جملات زير فعلهاى مجهول را استخراج كرده و نائب فاعل آنها را معين كنيد
ب: آنكه اشمام نمائيم يعنى فاء الفعل را حركتى بين ضمه و كسره دهيم و عين الفعل را به ياء قلب نمائيم يعنى بگوئيم: قيل، بيع.
ج: آنكه فاء الفعل را ضمه داده و عين الفعل را به واو قلب كنيم يعنى بگوئيم: قول و بوع وجه اوّل افصح و دوّم فصيح و سوّم ضعيف مىباشد.
٤- فعل لازم آن است كه فهم معناى آن موقوف باشد بر فاعل به تنهائى مانند: قعد زيد (زيد نشست)
٥- فعل متعدّى بر سه قسم است:
١- متعدّى به يك مفعول مانند: ضرب زيد عمرا (زيد عمرو را زد)
٢- متعدّى به دو مفعول مانند: اعطى زيد عمرا درهما (زيد به عمرو در هم را داد) در اين مثال زيد فاعل براى « اعطى » بوده و عمرو مفعول اوّل و در هم مفعول دوّمش مىباشد.
٣- متعدّى به سه مفعول مانند: اعلم الله زيدا عمرا فاضلا (خداوند به زيد نشان داد كه عمرو فاضل است) در اين مثال زيد مفعول اوّل و عمرو مفعول دوّم و فاضل مفعول سوّم براى « اعلم » مىباشند.
٦- در افعال سه مفعولى حكم آن است كه: يا مفعول اوّل را حذف كرده و دو مفعول بعدى را ذكر مىكنند و يا اوّلى را آورده و دو مفعول بعدى را حذف مىنمايند لذا جايز است بگوئيم: اعلم الله زيدا (يعنى خدا به زيد نشان داد) در اين مثال مفعول اوّل ذكر شده و دو مفعول بعدى حذف شدهاند چنانچه جايز است بگوئيم: اعلم الله عمرا فاضلا (يعنى خدا فاضل بودن عمرو را نشان داد) در اين مثال مفعول اوّل حذف و دو مفعول بعدى ذكر شدهاند امّا حكم مفعول دوّم با سوّم آن است كه جايز نيست يكى را حذف و ديگرى را ذكر نمود بلكه همان طورى كه اشاره كرديم يا هردو بايد ذكر شوند و يا حذف گردند.
٧- امّا استخراج فعلهاى مجهول و تعيين نائب فاعل آنها در جملات مذكور:
الف: « ترفع » و « يذكر » فعل مجهول بوده و ضمير مستتر در ترفع كه به « الله »