صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٨
و قایم کردند، حالا به روى خود همین ملت مىکشند، ما با همه این گرفتارىها که داریم، در مقابل همه کشورهایى که مىخواهند تعدى بکنند ایستادیم، در مقابل همه قدرتهائى که با ما مىخواهند مخالفت کنند و با اسلام مىخواهند مخالفت کنند، ایستادهایم و معالاسف این دولتهاى اسلامى بسیاریشان به جاى اینکه با اسرائیل جنگ کنند، به جاى اینکه دست اتحاد به ایران بدهند که اسرائیل را دفن کنند، اسرائیلى که به همه چیز مسلمین طمع دوخته است، اسرائیلى که برنامهاش این است که از نیل تا فرات مال اوست، این اسرائیلى که مکه و مدینه مکرمه را از خودش مىداند و مىخواهد دست درازى کند، معالاسف این حکومتها به او کار ندارند بلکه مىخواهند بشناسند او را و همه تبلیغات خودشان را و همه هم و غم خودشان را به اسلام و به حکومت اسلامى ایران متمرکز کردهاند. تا گفته مىشود که ما از این حدودى که داریم و چیزى که از اول گفتهایم، هیچ قدمى کنار نمىگذاریم، فوراً مىبینید که یک جا مىگوید که دیگر صلح امکان ندارد براى اینکه ایران سر صلح ندارد. مگر آن حدودى که ما گفتیم چیست؟ جز این است که باید بیرون برود تا ما بنشینیم با او صلح کنیم؟ ما قرآن مى گوئیم، ما حکم قرآن را مىگوئیم که همه مسلمین باید به این جنگ کنند تا این بیرون برود. اگر بعد از جنگ سر فرود آورد به احکام اسلام، آنوقت بنشینند صلح کنند، آن هم صلح به قسط و عدل. مسلمین بیایند ببینند، بابا بى خود صرف وقت در تبلیغات نکنند و حسن قضیه این است که تبلیغات اینقدر اختلاف دارد و اینقدر اعوجاج دارد و اینقدر خلاف ضرورى است که دیگر هرکس بشنود، هم، اگر راست هم اینها بگویند، مىگویند دروغ است. این بوقهاى تبلیغاتى که هر روز یک چیز مىگویند و هر روز یک مطلب واضحالفساد را مىگویند، طورى اینها حیثیت خودشان را از دست دادهاند که هر که بشنود که رادیوى کذایى چه گفت، مىگوید رادیو دروغ مىگوید. رادیویى که مىگوید که زن و مرد ایران دیگر برگشتهاند از حکومت اسلام، از این حکومت پشت کردند، یا نقل مىکند از بعض اشخاص فاسدى که به واسطه فسادش نتوانسته است در ایران بماند و فرار کرده، نقل مىکنند که اینها جوانها و زنهاى آبستن و بچهها و اینها را در خیابانها هر روز مىکشند، در عین حالى که خود این تروریستها دارند این کارها را مىکنند، این کارها را انجام مىدهند و بعد مىگویند ایرانىها این کار را مىکنند. بله ایرانى است، اما کدام ایرانى؟ آن ایرانى که به اسم مجاهد خلق بر ضد خلق، با اسم فدایى خلق بر ضد خلق قیام کرده است، آن هم ایرانى است لکن انسان نیست.
اصل وارد شدن در حزب براى ارتش، سپاه پاسداران و قواى انتظامى و نظامى جایز نیست
برادرها! ما باید خودمان، خودمان را حفظ کنیم، نباید ما منتظر این باشیم که قدرتهاى خارجى به ما کمک کنند، ما از کمک آنها گذشتیم. مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان. شر هم بخواهند برسانند ما با آنها مقابله مىکنیم. ما باید کلاه خودمان را خودمان حفظ کنیم و حفظ این به این است که ارتشى و سایر قواى نظامى و انتظامى، پاسدار، اینهایى که عشایرى هستند، اینهایى که قدرتهاى