صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٠
تاریخ ١٩/١١/٦٠
بیانات امام خمینى در دیدار با رئیس جمهور، وزرا، رئیس و نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، پرسنل ارتش و گروهى از اقشار مختلف مردم
هیچ وقت قدرتهاى بزرگ مواجه با ملتها نمىشوند
بسم الله الرحمن الرحیم
من سالروز پیروزى انقلاب اسلام و دههء فجر را به همه ملت و همهء مستضعفین جهان و شما آقایان که اسوهء حسنه این ملت هستید تبریک عرض مىکنم و از خداوند تعالى توفیق همه را براى خدمت به بندگان خدا و ادامه پیروزى از خداوند توانا مىخواهم. اساس ادامه یک پیروزى و ادامه یک انقلاب در یک امرى است که به نظر مىآید در رأس امور واقع است و او اینکه دولت، مجلس و کسانى که در ارتش هستند و سپاه و همه اینها از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند. اساس سلطهاى که بر کشورها و بر کشور ما از طرف غیر واقع شده است، افراد مرفه و کسانى که سرمایههاى بزرگ داشتهاند یا قدرت براى حفظ خودش و حیثیت خودش در دست داشته است. مادامى که مجلس و ارگانهاى دولتى و همه اینها و مردم از این طبقه متوسط و مادون متوسط تشکیل بشود امکان ندارد که یک دولت بزرگى، یک قدرت بزرگى به هم بزند اوضاع را. همیشه این قدرتهاى بزرگ در هر کشورى یک نفر را با او تفاهم مىکردند که این یک نفر براى خودش و براى قدرتمندى خودش و براى سرمایه خودش فعالیت مىکرد، او را مىدیدند و ملت را مىچاپیدند و به اصطلاح کد خدا را مىدیدند و ده را مىچاپیدند. هیچ وقت قدرتهاى بزرگ مواجه با ملتها، اگر شدند نتوانستند کار خودشان را انجام بدهند و مواجه هم نشدند. هر وقت که مىخواستند یک دولتى را یا یک سلطنتى را یا یک ریاست جمهورى را که بر وفق مرام آنها عمل نمىکرده از بین بردارند، در مقابل او یک قدرت دیگرى مىتراشیدند و با آن قدرت این قدرت را از بین مىبردند. کار به دست ملت نبوده است و کار به دست طبقه متوسط و مادون متوسط نبوده است. اینکه این عمل را آنها انجام مىدادند یک نکته روحى دارد و آن این است که انسان در باطن خودش و فطرت خودش تناهى ندارد، آمالش، آمالش غیر متناهى است، وقوف نمىکند آمال انسان و وقتى که اینطور است اگر انسان اسیر همین آمال غیرمتوقف بشود و ببیند که یک ابرقدرتى این آمال او را و آن خواستهاى مادى او را و آن قدرت او را و سلطه او را بر ملت خودش حفظ کند، او دیگر در بند این نیست که براى ملت کار بکند. براى اینکه از طبقه مرفه است و از طبقه قدرتمند است و قدرتمندى هم و همین طور حب مال و جاه هم حدى ندارد، مرزى