صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٩
بکند، امروز نشسته است و دستش طرف دیگران دراز است که گندم بدهید. این هم از کارهائى بود، از جنایاتى بود که رژیم براى این مملکت پیش آورد. کارخانهها هم بالا سرش افرادى بودند که نمىگذاشتند که اشخاصى که در آنجا از خود ایرانىها هستند، در آنجا یاد بگیرند مطالب را. کارشناسهاى خارجى آمدند کارهاى کلیدى را در دست گرفتند و مردمى که آنجا بودند پادوى آنها بودند.
شما در هر مرکزى که پا بگذارید، در هر جائى که پا بگذارید، پاى اجانب را در آنجا مىبینید، یعنى سابقاً اینجور بود بحمدالله امروز اینجور نیست. اگر یک کسى وارد مىشد در این مملکت و بازار مىرفت، پاى اجانب بود. اگر آدمى فهیمى بود، مىدید چه قضیه است. اگر بازار مىرفت، مىدید که پاى آنها آنجا هست، بازار را مىخواهند فاسد کنند. اگر در دانشگاهها رفت، مىدید پاى آنها در آنجا بیشتر از جاهاى دیگر هست مىخواهند آنجا را معوج کنند. اگر در ارتش مىرفت، پاى آنها را در آنجا مىدید و اگر در کارخانهها مىفت، پاى آنها را مىدید و اگر در مجلس هم مىرفت، در دولت و هر جا مىرفت، پاى آنها در آنجا بود. همه جا نفوذ داشتند و این کشور را با تمام قدرت کشاندند به طرف غرب اخیراً یا به طرف شرق، و کشور ما را یک کشور وابسته شکست خورده که اگر چند سال دیگر دست آنها بود، غیر قابل اصلاح بود.
خداى تبارک و تعالى بر همه ما، بر همه ملت ما و بر مسلمین منت گذاشت و عنایت کرد، الطاف خودش را در این کشور عنایت کرد، جلوه داد و این کشور را سرتاپایش را بیدار کرد. با اینکه این مسائل که من عرض مىکنم، شاید اکثر مردم نسبت به آن بى تفاوت بودند و توجهى نداشتند، لکن یک مطلب را همه یکدفعه متوجه شدند که آمریکا مىخواهد ما را از بین ببرد. این مطلبى بود که سرتاپاى این کشور توجه به آن کرد به اینکه آمریکا مىخواهد ما را مستعمره خودش بکند و تمام حیثیت ما را، حیثیت اسلامى ما را، حیثیت ملى ما را و ذخایر ما را مىخواهد از بین ببرد. این یک مطلبى بود که در سرتاپاى این کشور منعکس شد و مردم باورشان شد و باورکردنى هم بود براى اینکه همه چیز را مىدیدند. این روحیهاى که در این کشور پیدا شد، به عنایت خدا پیدا شد. این را هیچ کس نمىتواند ادعا کند که من این کار را کردهام. امکان نداشت که بشر بتواند، از بچه که تازه زبان درآورده تا پیرمردى که در بیمارستان خوابیده و دم مرگش هست، این کشور را اینطور توجه بدهد به اینکه ما مىخواهیم مسلمان بشویم و ما مىخواهیم مملکت مان مملکتى آزاد باشد، مستقل باشد، اسلامى باشد، این یک دست غیبى، یک عنایت غیبى بود که به سر این کشور انعکاس پیدا کرد، کشیده شد و این کشور را بیدارش کرد. و امروز این کشور ما بحمدالله تعالى طورى است که هر جا بروى توجه به اسلام هست. شما در هرجا، در عشایر بروى، عشایر از این زیر بارهاى سنگین که رژیم سابق به آنها تحمیل کرد، بیرون آمدهاند، متوجه به اسلام شدهاند. بروید در دهات دور افتاده این کشور، هر جا شما بروید، مىبینید که بچه و بزرگشان از اینکه استقلال و آزادى را ما مىخواهیم، مىگویند و از آمریکا انتقاد مىکنند و از اجانب انتقاد مىکنند.