صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٥
است سرکوب کنند و نفسها را مهار کنند و انبیا هم آنطورى که مىخواستند موفق نشدند و تا آخر هم نتوانستند آنطورى که دلخواه آنهاست تحقق پیدا بکند. و در حکومت عدل بقیه الله هم عدالت جارى مىشود، لکن حبهاى نفسانى در بسیارى از قشرها باقى است و همان حبهاى نفسانى است که بعضى روایات هست که حضرت مهدى سلام الله علیه را تکفیر مىکنند. حقیقتاً راس همه خطاها، خطیئتها همین خودخواهىهاست و تا این خودخواهىها در بشر هست، این جنگها و این فسادها و این ظلمها و ستمگرىها هست و انبیا اینکه دنبال این بودند که یک حکومت عدلى در دنیا متحقق کنند، براى این است که حکومت عدل اگر باشد، حکومتى باشد با انگیزه الهى، باانگیزه اخلاق و ارزشهاى معنوى انسانى، یک همچو حکومتى اگر تحقق پیدا بکند، جامعه را مهار مىکند و تا حد زیادى اصلاح مىکند و اگر حکومتها به دست جباران باشد به دست منحرفان باشد، به دست اشخاصى باشد که ارزشها را در آمال نفسانى خودشان مىدانند، ارزشهاى انسانى را هم گمان مىکنند که همین سلطه جوئىها و شهوات است، تا این حکومتها برقرار هستند بشریت رو به انحطاط است و اگر آمال انبیا در یک کشورى تحقق پیدا بکند آن ولو بعض آمال انبیا، آن کشور رو به اصلاح مىرود.
شما مقایسه بکنید این جمهورى اسلامى را در زمان ما، مقایسه بکنید این سران جمهورى اسلامى در کشور ما و این حزب جمهورى اسلامى در کشور ما، مقایسه بکنید با هر کشورى را که مىخواهید انتخاب کنید. شما هر کشورى را که انتخاب کنید، من گمان نمىکنم که رویهمرفته مثل این کشور ایران اینطور که ملت به حسب نوع و حکومت و مجلس و روسائى که هستند و در کارها دخالت مىکنند و اداره مىکنند کشور را شما گمان ندارم که نظیرى برایش پیدا بکنید.
من نمىخواهم بگویم که ما نقیصه نداریم، الى ماشاءالله نقیصه داریم و الى ماشاءالله ما هواهاى نفسانى داریم لکن به مقایسه ما مىخواهیم حساب کنیم، نه اینکه صددرصد جمهورى اسلامى الان آن خطى را که انبیا مىخواستند، طىکنند، یا حزب جمهورى اسلامى یا سایر نهادهائى که در کشور هست، ما هیچ یکمان مدعى نیستیم که تمام اینها صددرصد تمام است، لکن مدعى این هستیم که یک نسیم روحانى از جانب خداى تبارک و تعالى به این کشور وزیده است، یک بارقه الهى به این کشور تابیده است و به واسطه همین نسیم روحبخشى که با عنایت حق تعالى در این کشور وزیده است، این کشور را رو به اسلام و آمال انبیا دارد سوق مىدهد، ولو اینکه در بسیارى از جاهایش اشتباهات هست و بسیارى از اشخاص ناباب هم در گروهها وارد شدهاند، لکن ما رویهمرفته مطلب را در هر جامعهاى باید حساب بکنیم. در یک جامعه ما نمىتوانیم بگوئیم که افراد همهشان سالمند، در تمام دوره دنیا زمان انبیا و بالاترین زمانى که بشر یک راسى داشته است مثل انبیا و در اسلام مثل رسول اکرم، معذلک وقتى که حساب مىکنند، حساب جامعه را باید بکنند نه حساب افراد را. ببینیم جامعه، جامعه رو به اصلاح و صلاح هست یا جامعه رو به سوى انحطاط هست.
من نمىخواهم بگویم که جوامع بشرى و افرادى که در سایر جوامع زندگى مىکنند، آنها