صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٧
وقت یک صدمهاى وارد بشود به کشورتان علاوه بر یک نگرانىهاى دیگرى که هست. در هر صورت توجه به این بکنید که انگیزهاى که در قلب شما براى رفتن حج هست، چه هست، این است که به ثواب عالى برسید، آنوقت ببینید ثواب اینکه به حج بروید یا ثواب اینکه براى مسلمین خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟ براى حدود و ثغور اسلام خدمت بکنید، کدام بیشتر است؟ تحصیل علم از امورى است که واجب کفائى است و از امور مهم است، لکن اگر ما یک وقت احتیاج داشتیم به اینکه علما و افراد مستعد الان تحصیل علم را کنار بگذارند و بروند در جبههها و دلدارى بدهند به اینها، هدایت کنند اینها را یا بروند به شهرهاى دور افتاده و هدایت کنند آنها را، این مستحب بسیار بزرگ را باید کنار بگذارند، بروند آن کار را انجام بدهند، براى اینکه آن واجب است. انجام بدهند، بعد که آرامش حاصل شد برگردند آقایان تحصیل بکنند، چنانچه همه متصدیان روحانى که هستند الان از باب اینکه مىبینند که نمىتواند و نخواهد توانست کسان دیگر اداره این کشور را آنطورى که اسلام مىخواهد بکند و ما تجربه کردیم که نشد، این آقایان با اینکه شغلشان این نیست و حالا من عرض مىکنم که بناى روحانیون بر این نیست که حکومت را بگیرند. حکومت چیست؟ اما بناى روحانیون بر این نیست که اسلام را حفظ کنند؟ ما گمان مىکردیم که در بین روشنفکران ما به اصطلاح، خوب، اشخاصى پیدا مىشوند که متعهدند و حفظ مىکنند این را. اگر حالا هم پیدا شد یک همچو اشخاصى، یک همچو جمعیت هائى، آقایان پستهاى مهمتر دارند، مىروند سراغ کارشان، آقاى هاشمى هم مىروند، آقاى خامنهاى هم مىروند و همه کسانى که متصدى هستند. اما، ما چه بکنیم امروز وضع ما، وضع ایران، وضع گرفتارىهاى داخل و خارج به جورى است که بدون اینها نمىشود اداره کرد این مملکت را، یا مىکشانندش به طرف آمریکا و کمونیسم یا مىکشانندش به طرف امریکا و سرمایهدارى یاکشانندش طرف کمونیسم و آن بساط و ما لازم است برایمان حفظ کنیم.
ننشینید کنار و هى نق بزنید و مردم را مایوس کنید
خوب، ما جواب خدا را چه بدهیم؟ جواب این شهدائى که براى اسلام جنگ کردهاند چه بدهیم؟ و آن اشخاصى که الان هم کارشکنى مىکنند، واقعاً چه جوابى فکر کردهاند؟ آنهائى که اعتقادى به این مسائل ندارند، خوب راحتند، مىگویند که چیزى، خبرى نیست لاخبر جاء ولا وحى نزل آنها حالا راحت است وضعشان. آنهائى که اسلامى فکر مىکنند، مسلمان هستند، اینها مقایسه نمىکنند.
بین این جمهورى که ما الان در اسلام داریم، در ایران داریم، با آن حکومتى که سابق بود، با آن وضعى که سابق بود؟ اینها فکر نمىکنند که این کشور ولو تا حالا نتوانسته صددرصد مسائل را اسلامى بکند، نه اینکه نخواسته، نتوانسته، لکن آنقدرى که به طرف اسلام رفته است، در طول تاریخ شما یک حکومتى را پیدا نمىکنید که اینطور باشد که اینطور طرف اسلام جهش کرده باشد. شما وقتى ملاحظه بکنید صدر اسلام را، آیات شریفهاى که وارد شده، روایاتى که وارد شده، راجع به این تساهلى