صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٦
دوباره حج برود. از این مسائل مشکل پیش مىآید که باید براى خاطر خودتان هم این مسائل را تعقیب کنید که یاد بگیرید و در اشتباه و خطا نیفتید که بعدها اسباب زحمتتان بشود. این هم یکى از مسائل است.
امور سیاسى که در حج واقع مىشود، باید روى نظام باشد
از مسائل دیگرى که باز آقایان روحانیون که در کاروانها هستند، به مردم بگویند که باید این امر، امورى که در آنجا واقع مىشود، امور سیاسىاى که در حج واقع مىشود، روى نظام باشد. اینکه هر کس خودش بخواهد یک کارى بکند، این هرج و مرج همیشه غلط بوده. هر امرى باید یک نظمى داشته باشد. مىخواهند اجتماع کنند براى فلان امر، خوب، یک کسى که متکفل امور حج است باید برنامه بدهد روى آن برنامه عمل بکنند. هر کسى بخواهد که در هر گروهى بخواهد خودش علیحده روى مذاق خودش که اختلاف هم خیلى هست بین مذاق ها، بخواهد هر چى بشود، هم گرفتارى آنجاها پیدا مىشود و بدتر از آن، این است که گاهى وقتها اسباب و هم مىشود براى جمهورى اسلامى. نباید کارى بکنند که براى جمهورى اسلامى یک بدنامى پیدا بشود. خوب، مبلغینى که الان در همه جاى دنیا تقریباً هستند، برضد ما همه تبلیغات را، بر ضد جمهورى اسلامى همه تبلیغات را دارند مىکنند، دیگر ما خودمان یک کارى نکنیم که یک مطلبى دست آنها بیفتد و هر چى مىخواهند به آن باد بکنند و هر چى مىخواهند زیادش بکنند. این هم یکى از مسائل لازم است که به هر کسى در کاروانى که هست، بگوید که روى میزانى و روى برنامه باید کارها انجام بگیرد، نه هرج و مرج باشد، هر که هر طورى دلش مىخواهد عمل بکند. این هم یک مسالهاى است که باید آقایان به آن خیلى توجه بکنند و اشخاصى که حج مىروند هم توجه بکنند که خداى نخواسته حجشان مخلوط به معصیت، یک وقتى نشود. همهاش اسلام باشد و همهاش عبادت باشد. راهپیمائىها عبادت باشد، نه معصیت، شعارها عبادى باشد، نه معصیتى، جورى باشد که براى خدا باشد. هر که هر کارى دلش مىخواهد، به هر که مىخواهد بد بگوید، نه، اینطور نیست. باید این مسائل روى یک برنامه صحیحى که از قبل ریخته مىشود، این مسائل هم باید توجه به آن بشود.
در این عصر ما، همه الفاظ محتواى خودشان را از دست دادهاند
و از امورى که براى همه ما لازم است، این است که ما یک توجهى به مسائل دنیا بکنیم، ببینیم وضعش چه جورى است. من فکر مىکردم که در این عصر ما، همه الفاظ محتواى خودشان را از دست دادهاند. ما در یک عصرى واقع شدهایم که الفاظ از آن معنىاى که دارند، فرار کردهاند، یک معانى دیگرى دنبالش آمده. معنى عدالت را انسان نگاه مىکند در دنیا، الان یک جور دیگر است. معنى خلقى بودن را آدم ملاحظه مىکند، مىبیند یک وضع دیگرى دارد. سازمانهاى امنیت دنیا را انسان وقتى ملاحظه مىکند، مىبیند که سازمان ناامنى است، نه سازمان امن، اما اسمش سازمان امن است. جمعیتهاى طرفدار بشر را انسان مىکند، مىبیند که همین جمعیت طرفدار بشر، طرفدار ظالمند،