صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٨
موجودى که یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین است به خاک و خون مىکشد، آن میزان است، آن که ضربتها را وارد مىکند میزان است.
از اول این جنگ تحمیلى، ما ببینیم که سپاهیان ما و ارتش ما اسلحههاى خودشان را در چه کار به کار بردند، در چه جهت به کار بردند و امریکا و آنهائى که دنبال یعنى صدام را وادار کردند به این امر، آنها در چه کار. وقتى ملاحظه مىکنیم مىبینیم که طیارههاى آنها دزفول و آبادان را، اهواز و اندیمشک را، امثال اینها را مىکوبد و آن مردم را کوبیده است و آنجاها را خراب کرده است و الان یک خرابهاى بعد از اینکه بروند، یک خرابهاى دست کشور ما هست، و اسلحههاى ما دفاع از این ملت ضعیف است به کار مىرود، در راهى که خدا فرموده است، اسلحههاى ایران الان غیر آن که دست منحرفین است، آن که به حسب تودههاى مردم میزان است، به حسب اجتماع میزان است، این اسلحهها در راه تحقق آرمانهاى اسلامى و الهى دارد به کار مىرود و آن اسلحهها در راه تخریب و براندازى اسلام دارد در کار مىرود. اینکه من عرض مىکنم که دنیا تهدید به فنا، از راه سراشیبى در اخلاق دارد حرکت مىکند، براى این است که این دو طایفهاى که یک طایفه حمله کردند و زن و بچه مردم را آواره کردند و همین طور زن و بچه مردم را از عراق هم آواره کردند و کشور ما را آنطور خراب کردند که ما سالها باید زحمت بکشیم تا برش گردانیم به حال اول، مىبینیم که کشورهاى مختلفى با یک همچو ستمگر و یک همچو خبیثى دارند کمک مىکنند، اسلحه مىفرستند و همه چیز، هم افراد مى فرستند، تبلیغات مىکنند، اکثراً وقت صرف مىشود براى اینکه این جمهورى اسلامى را از بین ببرند. از قرارى که در این نوشتهها یا در گفتهها بود، رئیس جمهور آمریکا گفته است که این جنگ را دیگر باید به هم یک کارى بکنیم از بین برود، براى اینکه این جنگ دیگر به نفع آمریکا نیست ، شما ببینید این چه اقرارى است که یک نفر آدم، رئیس جمهور یک کشور ابرقدرت به اصطلاح، همچو اقرار مىکند که جنگ تا حالا به نفع آمریکا بوده است، براى اینکه جنگ براى به هم زدن این جمهورى اسلامى بوده است، حالا که مىبینیم نمىشود این کار و ممکن است که جمهورى اسلامى رشد زیاد بکند و سایر کشورهاى مسلمان هم بیدار بشوند، پس حالا یک خطرى است براى آمریکا، دیگر به نفع امریکا نیست. حالا تقاضا کرده است از همه اشخاصى که دست اندرکارند که بیایند و این جنگ را به یک طورى به صلح برگردانند. و ما که از اول مىگفتیم که ما جنگ با کسى نداریم، ما با همه عالم مىخواهیم صلح داشته باشیم، ما اختلافى با کسى نداریم، ما مىخواهیم برویم کشورگیرى کنیم، ما دفاع مىکنیم، دفاعى که اسلام به ما دستور داده، ما تابع اسلام هستیم، هر چه فرموده است عمل مىکنیم، اگر فرموده بود که دفاع هم نکنید، ما هم مىنشستیم و کارى نمىکردیم، فرموده دفاع بکنید، باید بکنیم، آنها هجوم کردند و ما دفاع. به جاى اینکه اینهایى که مىگویند ما مسلمان هستیم، این کشورهائى که مىگویند ما اساس کارمان بر اسلام است، اینها به یک آیهاى از قرآن عمل مىکردند، ما همه قبول داشتیم که اگر یک طایفهاى بغى کردند و طغیان کردند و به طایفهاى دیگر از مسلمین چه کردند، همه باید با او جنگ کنند تا او برگردد به حکم خدا وقتى برگشت آنوقت بنشینند اصلاح کنند.