صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٤
بیرونشان مىکنیم بى قید و شرط و اگر زیادتر بمانند براى خودشان ضرر زیادتر دارد، هر چه بمانند، ضررش براى آنها زیاد است و باید تمام چیزهائى که به ما وارد کردهاند، ما حالا مقدارش را نمىدانیم، کارشناس باید بیاید بگردد مقدارش را معلوم کند که چقدر مقدارش است، آن هم باید تحقق پیدا کند و باید مجرم هم معلوم بشود که کى هست. و ما بعد معنوى این کار را داریم. ما اگر عراق دست بردارد، این حزب بعث از عراق و برود گم شود سراغ کارش و مردم عراق خودشان، این مردم مظلوم خودشان براى خودشان حکومت تعیین کنند، یک شاهى از آنها نمىخواهیم براى اینکه آن بعد معنوى دیگر نیست در کار و آن مجرم رفت، تمام شد. آن بعد معنوى نیست در کار دیگر، ما بعد معنوى قضیه را باید چیز بکنیم. ما مسوول این جوانها هستیم، ما مسوول این ارتش هستیم، ما مسوول این زنها و مردهائى که بچههایش و جوانش را از دست دادهاند، هستیم. مگر ما مىتوانیم که بى قید و شرط بگوئیم که بیائید صلح بکنیم، چون ما مىخواهیم برویم کمک شما بکنیم؟ این مسلک اسلام نیست که ما بخواهیم کمک آنها بکنیم و یک رشوه هم بدهیم. بله، بعضى حکومتها اینطورى هستند، نفتهایشان را مىدهند و التماسشان هم مىکنند، این حکومت، اسلامى نیست اینطور. ما آن چیزهائى که از اول گفتهایم، تا حالا سرش هستیم، یک قدم اینطرف و آنطرف نیست در کار، نمىخواهیم که تحمیل کنیم، یک چیز غیر عقلى و غیر عقلائى بگوئیم و نمىخواهیم از آن چیزى که هر عقلى مىپذیرد، عقب بنشینیم، آن هم به واسطه آن بعد معنوى که دارد، به واسطه اینکه آدم جانى را نباید در جنایتش تشویق کرد. ما اگر صلح بکنیم. معنایش تشویق کردن این جانى است به جنایتش. ما صلح مىخواهیم، خیلى هم مىخواهیم اما صلح بى قید و شرط. معنایش این است که شما همین جا که هستید باشید، یا خیر، بروید بیرون، لکن دیگر باقیش هر چه هست شده است دیگر، هر چه مىخواهد بشود شده است، نخیر، این به حیثیت اسلام ضرر مىزند اینطور اغماض و حق ندارد کسى اینطور اغماض کند. البته راه دادن براى رفتن به سوریه براى طرف شدن با آنها یک مسالهاى نیست که شما به ما منت داشته باشید، ما به شما منت داریم اگر روى قواعد عادى باشد،البته چون یک تکلیف الهى است، به هیچ کس هم منت نداریم، اما نباید شما از ما یک چیزى بگیرید که مىخواهیم بیائیم کمکتان. شمائى که مىگوئید که ما با اسرائیل مخالف هستیم و مىدانم که دروغ شما مىگوئید که شرط اینکه شما بیائید از اینجا رد بشوید این است که صلح بشود و هر چى که ما کردیم دیگر هیچ، این معنى صلح است! این معنى راه دادن است! شما معلق مىکنید راه دادن را به چیزى که نشود. دنیا باید این را بداند که ما حاضریم صلح کنیم، حاضریم پیش برویم در آنجا، لکن در عرض اینکه اینها دارند کنار مىروند و یکى از شرایط را مىگویند، ما خودمان مىپذیریم در عرض این دو گروه بیایند. در همین پانزده روزى که اینها بنا دارند، فرض کنید که دروغ نمىگویند، مىخواهند بروند، در عرض این بیاید یک گروه مورد توجه همه، بینالمللى، بیاید رسیدگى کند به این جرمهائى که اینها کردهاند، به این خسارتهائى که به شهرهاى ما وارد شده، به روستاهاى ما وارد شده، البته یک خسارتهائى به ما وارد شده است که قابل جبران نیست و آن جوانهاى ماست، این دیگر قابل جبران نیست، اینها آنطرف باید در آن پیشگاه خدا باید اینها رسیدگى