صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٠
تربیت کفر است و نانجیبى است. اینها تربیتشان تربیت اسلامى است، نمىخواهند این کارها بشود. تو مىگوئى من مىکنم. نمىتوانى بکنى، اگر مىتوانستى تا حالا کرده بودى. اگر مىتوانستى همه جزایر، همه جاهائى که ما داشتیم به باد فنا بدهى، همه را تا حالا داده بودى. نتوانستى، تا حالا هر چه توانستى کردى و همهاش هم خیانت بوده و جسارت بوده و همهاش هم خرابى بوده، آن هم خرابى منازل مردم مستضعف و مردم فقیر و مستمند. و معالاسف همه گروههاى دنیا که دستشان قلم است، توى خانهشان نشستهاند مىنویسند، مىنویسند که ایران نتوانست چه بکند، صدام چه کرد، چه کرد، هى از این مسائل مىنویسند. ولى واقع مطلب را که اینها عوض نمىکند، واقع مطلب این است که اگر ایران دستش بسته نبود و اسلام دست ایران را نبسته بود، حالا دیگر شهر بصره که هیچ، شهر بغداد هم برایش چیزى باقى نمانده بود. اما چه کنیم که دست ما بسته است و دست شما باز. شما افسارتان دست شیطان است و او به هر جا که مىگوید عمل مىکنید، و ما افتخار به احکام اسلام مىکنیم. دست ما را بسته است به اینکه نه، نباید هیچ تعدى بکنید، باید موافق اسلام عمل بکنید.
من امیدوارم که انشاءالله همه ما، همه بشر هدایت بشوند و این وضعى که الان در بشر هست انشاءالله متحول بشود به یک وضع صحیحى. و انشاءالله خداوند این دولتهاى اسلامى را بیدار بکند و آنها را به اسلام متوجه بکند. و امیدوارم که ملت ما را پیروز بکند و ارتش و سپاهیان ما را در جبههها پیروز بکند و همه ما را در وفق احکام اسلام و در همه امورمان به طور اسلامى به ما توفیق بدهد که عمل بکنیم. والسلام علیکم و رحمه الله