صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٥
بشود. در عرض اینکه شما مىگوئید ما کنار مىرویم و بیائید ما دیگر راه مىدهیم به شما، در عرض اینکه شما کنار مىروید یک گروه بیایند رسیدگى کنند به اینکه جنایات را چقدر بوده، چقدر ضرر زدهاید شما به ایران و یک گروه هم توافق کنید بیاید که رسیدگى کند به اینکه مجرم کى است، اینها وقتى حاصل شد، اما راه دادن شما به ما براى رفتن آنجا، شما باید یک چیزى هم دستى بدهید که ما مىخواهیم برویم با دشمنهاى شما جنگ بکنیم، اگر شما راست مىگوئید که با اسرائیل مخالف هستید و نمىخواهید با این بهانه یک کلاهى سر ما بگذارید و خیال مىکنید که ایران توجه به این مسائل ندارد و کسانى که در راس امور هستند، توجه به این مسائل ندارند، شما اگر نمىخواهید که یک توطئهاى داشته باشید و یک کار خلافى بکنید، خوب، راه بدهید ما برویم.
اگر راست مىگوئید که با اسرائیل مخالفید، باید از ما خواهش کنید که به شما کمک کرده و جلو این را بگیریم
راجع به مسائلى که ما از اول گفتیم همان مسائل هست. حالا ما قبول مىکنیم از شما که بیائید بروید بیرون، قبول، بسم الله تشریف ببرید اما نه اینکه بیرون، تمام شد قضیه، این یکى از چیزهائى است که ما مىخواستیم، دوتاى دیگرش مانده است که بعد معنوى آن در نظر ماست، بعد سیاسى آن در نظر ماست نه بعد مادى آن، تا اینکه بگوئید که غمض عین کنید، طلبى دارید از ما نگیرید. شما مگر ما مىتوانیم که صرف نظر کنیم از یک چیزى که جانى را به جنایت خودش تشویق مىکند؟ ما باید جانى را در دنیا رسوا کنیم و جرمى که کرده است، از او بگیریم تا این امور لااقل محدود بشود اگر از بین مىرود لااقل محدود بشود. اینطور نشود که هر کسى افسار گسیخته بریزد شهرهاى دیگران را از بین ببرد و اموال مردم را غارت کند و آتش بزند و بعد هم بگوید خوب، بسیار خوب، حالا دیگر صلح مىکنیم. این صلح نیست، این معنایش این است که نخیر شما باید باج به ما بدهید تا ما با شما صلح کنیم و این امروز آن روزى نیست که شما این حرفها را مىزنید، شما دیگر این حرفها را باید کنار بگذارید، شما دیگر قدرتى ندارید که بتوانید یک همچو مسائلى را بگوئید و شما خیال کنید که دیگران به شما تقویت مىکنند، آن دیگران هم مثل شما مىمانند. شما که مال خودتان بود، اینطور از کار درآمد، یک جمعیت کمى اینطور خرمشهر را گرفت، آنها که از خارج اجیر شما مىخواهند بشوند، آنها براى شما مىخواهند کار بکنند، براى خودشان مىخواهند کار بکنند، آنها با یک فوت از بین مىروند. بنابراین، مساله این است که ما امروز که در اینجا مبتلا هستیم به یک همچو حزبى و در آنجا مبتلا هستیم به یک همچو رژیم فاسد، رژیم اسرائیل، ما در هر دو جبهه حاضریم به اینکه جنگ بکنیم. اینجا که از خودمان است و جنگ مىکنیم، آنجا هم از خود ما هست. ما حاضریم، لکن راه دادن به ما براى رفتن، باید یک چیزى ما به شما بدهیم که شما راه بدهید، باید ما مجرم را دیگر کار نداشته باشیم، باید بنشینیم صلح کنیم دیگر با هم، دست گردن به هم بیندازیم که اینهمه آمدى جرم کردى، براى اینکه حالا مىخواهى به من همراهى کنى، بیا به من یک چیزى هم به ما بده تا همراهى کنیم! نه، این مساله