صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٨
در چاه مىاندازد و پنجاه عاقل یا بیشتر نمىتوانند بیرون بیاورند، این یک دیوانهاى بود که یک اقدامى کرد و یک سنگى را در چاه انداخت و موجب زحمت ملت خودش، ملت ما و سایر ملتها گردید که حالا دست به دامن دولتها شده است تا آنها بیایند و وساطت کنند و میانجیگرى کنند که او را نجات بدهند. او دیگر قابل نجات نیست و ما هم یک قدم عقب نخواهیم نشست.
مصالحه با جنایتکار و سازش با جنایتکاران، این یک جنایتى است بر مردم متعهد و یک جنایتى است بر اسلام. ما حرفمان از روز اول تا حالا و بعدها معلوم است. ما جنایتکار را که در کشورمان هست، مىگوئیم باید برود. مسلمانها هم موظفند به حسب شرع مطهر به اینکه بیایند و اینها را بیرون کنند. شارع مطهر فرمودهاند که در قرآن کریم که اگر یک طایفهاى بر طایفه دیگر از مسلمین بخواهند طغیان کنند و تجاوز، بر همه مسلمین واجب است که این جنایتکار و طاغى و یاغى را با او جنگ بکنند و اگر برگشت به اطاعت خدا، آنوقت بنشینند با او صحبت بکنند. ما حزب بعث را جنایتکارانى مىدانیم که در حال صلح و جنگ در جنایتند. در طول حکومتشان در عراق در حال جنگ نبودند، لکن جنایت آنها بر اسلام، بر مسلمین، بر ملت عراق، بر مراجع عظام عراق و بر علماء اسلام هر روز واقع مىشد و بعد هم آن دیوانگى را که در فطرت آنها بود و طغیانگرى را که خمیره ذاتى صدام است، آن دیوانگى را عمل کرد و عقلاى اسلام و عقلاى جهان دست به هم دادند که این سنگ را از چاه بیرون بیاورند لکن کار این دیوانه آنطور است که نمىشود این سنگ را بیرون آورد مگر با اسلحه و قوت ایمان، شما ثابت کردید که مىتوانید در مقابل قدرتها بایستید و شما میدانهاى نبردتان در تاریخ ظبط خواهد شد.
اگر امروز همه قدرتمندان و همه یاوه سرایان تبلیغاتى به ضد شما و به ضد جمهورى اسلامى قلمفرسایى مىکنند با سخنرانى یا توطئه لکن نمىتوانند روى حق پردهپوشى کنند. شما بحقید، همانطورى که امام سیدالشهدا بحق بود و با عده قلیلى مقابله کرد و در عین حالى که به شهادت رسید و فرزندان او هم به شهادت رسیدند، لکن اسلام را زنده کرد و یزید و بنى امیه را رسوا کرد. شما هم شیعیان همان حضرت هستید، شما هم در این نبردهاى بزرگى مثل نبرد آبادان و مثل تنگه چزابه و مثل بستانکارى کردید که اعجاز بود، اعجاز بود از باب اینکه یک جمعیت کم با عده و عده کم و با ایمان بزرگ این اعجاز را آفریدند و صدام که این کار غلط را به تخیلاتى که کرده بود انجام داد، الان پشیمان شده است و به همه دولتها براى کمک دست دراز کرده است و از همه کشورها کمک خواسته است و همه هم، تقریباً اکثر قریب به اتفاق هم به او کمک مىکنند و همه کمکهایى را که آنها کردهاند نتوانستهاند یک ایمانى براى او بفرستند، براى اینکه در خودشان هم نبود.
اشتباهشان در همین است که خیال مىکنند زیادى جمعیت و زیادى اسلحه کار انجام مىدهد و نمىدانند که آن چیزى که کار را انجام مىدهد بازوى قوى افراد است. افراد کم با بازوان قوى و قلب مطمئن و قلب متوجه به خداى تبارک و تعالى و عشق به شهادت و عشق به لقاءالله، اینهاست که پیروزى مىآورد. پیروزى را شمشیر نمىآورد پیروزى را خون مىآورد. پیروزى را افراد و جمعیتهاى زیاد نمىآورد پیروزى را افراد و