صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٣
گفت که فلان گفته است که خمینى در حال مرگ است. من یاد یک قصه افتادم و آن اینکه یک نفر بود که مىخواست اظهار قدرت و پهلوانى بکند. در یک جلسهاى گفت که من آنم که چه کردم، چه کردم. کارهایش را شمرد و منجمله گفت من آنم که فلان آدم، فلان پهلوان را در فلان جا کشتم و چه کردم. آن آدم حاضر بود، گفت که آن کسى که شما کشتید حرفهاى شما را دارد مىشنود! من یاد این افتادم که آن کسى که این آقا گفته است که در حال مرگ است، حرفهاى ایشان را شنیده و به این سبک مغزى خندیده است. من انشاءالله امیدوارم که آنها هم که در خارج هستند دیگر برگردند، ول کنند این مسائل را، مىدانند که پیشروى نمىکنند، مىدانند که با این ملت نمىشود طرف شد. خوب، هى ادعا مىکنید که ملت با ماست، خوب اگر ملت با ماست بیائید با ملت همکارى بکنید، با دولت همکارى بکنید، نه اینکه بروید کنار بنشینید و هى دسته دسته درست کنید و هر کدام به دیگرى هم فحش بدهد. من از خداى تبارک و تعالى سلامت همه آقایان را و سلامت این ملت را و سلامت این آسیب دیدگان را مىخواهم و امیدوارم که، از ملت هم تشکر مىکنم به اینکه الحمدلله در صحنه حاضرند و تا در صحنه حاضرند این کشور آسیب نخواهد دید ولو هر چه حالا فساد بکنند، هر چه کارهاى خلاف بکنند. خداوند همهتان را حفظ کند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته