صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٤
کارى نداریم، ما همین هست، فردا قدم بالاترى بردارد. امروز لبنان است، فردا خداى نخواسته سوریه، پس فردا عراق است و همین طور.
و مع الاسف این دولتها به جاى اینکه در مقابل این آدم و این غیر انسان قیام کنند، نهضت کنند، اتفاق حاصل کنند براى جلوگیرى، یک انکار هم نکردند، الان هم جست و خیز مىکنند براى اینکه تثبیت کنند مقام او را و این یک ننگى است که در کشورهاى اسلامى بر چهره همه است، بر سران، بیواسطه و بر مردم کشورها هم که سران را اینطور به جاى خودشان گذاشتند که هر کارى مىخواهند بکنند و هر ذلتى مىخواهند براى اسلام و مسلمین تهیه کنند و جلو اینها را نگرفتند، بر آنها مع الواسطه. ما این مصیبتها را به کجا باید ببریم؟ ما را مبتلا کردند به جنگ عراق، توطئه دیدند که ما برویم سراغ اسرائیل تا عراق تقویت بشود، آنوقت عراق و اسرائیل بیایند سراغ ما. ما این توطئه را فهمیدیم و آقایانى که متوجه امورند، توجه کردند و گفتند راه ما این است که از این راه برویم، اگر از آن راه ما رفته بودیم، امروز عراق وضعش با ما غیر از این بود و اسرائیل هم به دنبال او با ما طور دیگرى بود.
ملت ایران همانطورى که تاکنون عمل کرده است و پیروزى سیاسى اخیر را که پیدا کرده است، این یک امر خیلى چشمگیرى است. صدام با تمام قوا کوشش کرد به اینکه سران کشورهاى غیر متعهد را در بغداد جمع کند و این جمهورى اسلامى و این قدرت اسلامى در این گوشه دنیا باعث شد که سران کشورها توجه کنند و دست رد به سینه صدام بزنند، بعد هم با کمال وقاحت مىگوید من براى اینکه وحدت اسلامى محفوظ باشد، از او گذشتم، پس خوب است وزراى خارجه بیایند اینجا، آنهم هر چه توانست این ور، آن ور زد و به دریوزگى فرستاد افراد را به همه جا، منتهى به این شد که حالا باز اعلام کرده است که نه، ما براى وحدت مسلمین از این مطلب هم گذشتیم. و من عقیدهام این است که ایشان براى وحدت مسلمین به جهنم برود.
آنهائى که اساس اختلاف بین مسلمین را درست مىکنند، خوب یکیش هم از آن افراد، همین صدام است که اساس اختلاف است. دولت ایران با هیچ دولتى هیچ وقت جنگ نداشت و مخالفت نداشت، الا با آنهائى که برضدشان مىخواهند کارى بکنند. این هجوم ابلهانه صدام به ایران اسباب این شد که دولتهاى منطقه بسیارشان باایران یعنى با اسلام به مخالفت برخیزند. آنها هم کمکم خواهند فهمید که صرفه این نیست که با یک همچو ملتى که همه چیزش را در راه اسلام دارد فدا مىکند، مخالفت کنند، آنها هم خواهند توجه پیدا کرد، لکن ما هم باید به مسائل یعنى به آن شیطنتهائى که نفس اماره انسان مىکند، توجه کنیم، آن ریزهکارى هائى که در انسان ایجاد مىکند. چه بسا یک نفر آدم زاهد متقى در طول عمرش به زهد و تقوا و اینها باشد معروف باشد و شیطان یک گوشهاى از دل او را ربوده باشد که همه این اعمال و این زهد و تقوا، همه و همه فاسد بشوند و چه بسا باشد که شما آقایانى که در مجلس تشریف دارید و امیدوارم که موفق باشید، با همه کوششى که مىکنید براى اسلام، لکن آن حظ شیطانى از پیش شما نرفته باشد.