صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٣
خیزهائى که در این، اکثر این کشورهاى اسلامى مىشود، براى این است که اسرائیل را به رسمیت بشناسند و آن قرار کمپ دیوید را تحکیمش ببخشند. اگر حب این چند روز ریاست، این چند روز سلطه نبود، هر انسانى ادراک این معنا را مىکند که مثل اسرائیل بر بلاد مسلمین اینطور رفتار کند و اینطور جسورانه در مقابل همه، همه را تحقیر کند. ننگى بر چهره این کشورهاى اسلامى نقش بست که هیچ چیز این ننگ را نمىتواند بزداید، مگر اینکه توجه بکنند، مگر اینکه منقلب بشوند، متحول بشوند. و ننگى که بر همه این کشورهاست این است که با علم به اینکه دارند خلاف مىکنند، به صدام کمک مىکنند که صدام، اسلامى که در ایران دارد پاى مىگیرد انشاءالله، این آدم، این را زایل کند و همه کوشش شان بر این معناست. بعضى تصریح مىکنند و بعضى هم خلافش را مىگویند و دروغ مىگویند. اگر این حب جاه نبود که ارث شیطان است و از اول شیطان براى همین خصیصهاى که داشت، مطرود شد و چون خودش را از آدم بالاتر مىدانست و خودش را نار مىدانست و آدم را طین و آن نورانیت آدم را ادراک نکرده بود، موجب این شد که مطرود شد و قسم خورد که همه را مطرود کند، یعنى همه بشر را و الان دارد او موفق مىشود در مقابل همه انبیا. این حملهاى که صدام به ایران کرد، خوب، همه مىدانید که براى این بود که سردار قادسیه بشود و آن مسائل و این حملهاى که اسرائیل بر لبنان در مقابل چشم همه مسلمانان منطقه و دولتهاى منطقه کرد، همه مىدانید که براى قدرت طلبى و جاه طلبى و آمریکا هم همین و همه قدرتها هم همین و این ممکن است که در شما هم پیدا بشود، در ما هم پیدا بشود. شیطان فقط نمىرود سراغ صدام و امریکا و شوروى، او همه جا هست و مظاهر شیطان که نفس اماره خود ما هست، پیش همه هست. اگر چنانچه یک وقت دیدید که حب این را دارید که به مردم زور بگوئید، حب این را دارید که مردم پیش شما خاضع باشند، بدانید که از آن حظ شیطانى پیشتان هست و این حظ شیطانى است که پیش قدرتمندها هست و قدرتمندها را آنطور جسور مىکند و همین حظ شیطانى پیش آنهایى که خاضع در مقابل این قدرتمندان مىشوند، با اینکه امکانات اینکه در جلوى آنها بایستند دارند، این همان حظ شیطانى است، همان است که شیطان را با آدم درگیر کرد و مطرود شد و حرف خدا نشنید و امر خدا را نشنید و این را نفهمید که اطاعت امر خدا قضیه سجده بر آدم نیست، سجده بر خداست. مع الاسف در بین این دولتهاى اسلامى به اصطلاح و سران این دولتهاى اسلامى به این امر مبتلا هستند. اگر چنانچه این قدم را برداشته بودند که حب این ریاست را کم کرده بودند یا موفق مىشدند زایل مىکردند، ممکن نبود که بدون تفاوت بنشینند و اینطور بار ذلت بکشند.
یک وقت امریکا بر مردم غلبه مىکند و شوروى غلبه مىکند، یک وقت اسرائیل غلبه مىکند، اسرائیل امروز فرمانفرماى این بلاد اسلامى دارد مىشود و اگر این بى تفاوتى و این کمک و این طفره زدن براى اینکه بشناسند اسرائیل را به رسمیت، اگر این به نتیجه برسد، او فرمانفرماى همه شان خواهد شد و همین طور که حالا تحقیرشان کرد و ذلیلشان کرد در مقابل خودش به امر امریکا، به طرح امریکا، این مطلب توسعه پیدا مىکند و در همه جا ریشه مىدواند. مکرر این مساله ذکر شده است که اسرائیل قناعت نمىکند به آنجائى که هست، قدم قدم پیش مىرود و هر قدمى که رفت، هى مىگوید ما