صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٨
که همه این مسلمین را از بین ببرد، آمریکا هم بنایش بر این است که اسلام نباشد در کار. اینها براى اینکه جمهورى اسلامى، اسم اسلام را دارد و مىخواهد به اسلام عمل مىکند، همه با آن مخالفت کردند، مخالفت کردند از حیث تبلیغات، مىگویند که ماها آمریکائى هستیم! مىگویند که ما اسرائیلى هستیم! مائى که بیست سال بیشتر است، بیست سال حتماً بیشتر است فریاد زدهایم که گرفتارى مردم از دست آمریکاست و از اسرائیل، ما اسرائیلى هستیم اما آنهائى که نشستند آنجا و اسرائیل دارد مىرود ممالک خودشان را از بینبرد، آنها نخیر، همه مخالف اسرائیل هستند! اگر مخالفید، چه کردید؟ چه عملى انجام دادید؟ اینها مصیبتهائى است که ما در یک عصرى واقع شدهایم که همه چیز به هم ریخته است آن که مىگوید من مسلمانم یک معناى دیگرى است از اسلام برداشت مىکند. آنى که مىگوید اسلام راستین، یک مساله دیگرى مىخواهد بگوید غیر اسلام. آن که اسلام شناس است یک چیز دیگر را مىشناسد غیر اسلام. آن که طرفدار حقوق بشر است یک مساله دیگر را مىگوید غیر حقوق بشر. اصلاً الفاظ بکلى از محتواى خودش خالى شده. شما، این را من عرض کردم شما خودتان بروید دنبالش، ببینید کجا یک لفظى از قبیل این الفاظى که متعارف بوده، عدالت، عدالت اجتماعى نمىدانم طرفدارى از حقوق بشر است، سازمان امنیت کذا نمىدانم سازمان کذا، شما دنبال بروید، تعقیب کنید، ببینید کدام یک از اینها محتواى خودش را دارد. کدام یک از اینها، آن معنائى که هست، آن معنا اراده از او مىشود. اسلام وقتى گفته مىشود، این اسلامى که ما مىگوئیم اصل نیست، آن که اسلام راستین مىگوید، برخلاف همه مقررات اسلام، این جنایت را دارد مىکند. آن که تروریست است مىگوید که ما قواى مسلحه هستیم، ما قیام مسلحانه کردیم. قیام مسلحانه این است که ما در تلویزیون دیدیم؟! قیام مسلحانه این است که بچههایى را بکشند و آتش بزنند؟! این قیام مسلحانه است؟! این الفاظ عوض شده، معلوم مىشود قیام مسلحانه عبارت از این است و تروریسم عبارت از یک چیز دیگر است! همه چیز اینطور است. حالا من اصل مطلبش را القاء کردم شما دنبالش بکنید. اگر پیدا کردید در دنیا یک لفظى را که مطابق معنایش الان معنا مىشود و عمل مىشود، به من هم اطلاع بدهید تا من هم استفاده بکنم، ولى مطمئن باشید که در قوطى هیچ عطارى این چیزهایى که اینها مىگویند نیست و هر چه اینها مىگویند، هر چه اینها مىکنند، برخلاف آن مسائلى است که مىگویند. حرفش را مىزنند، عملشان، کارشان برخلاف اوست. آن که مىگوید اسلام، مىگوید اسلام، اسلام راستین باید باشد، این اسلامى که اینها مىگویند اسلام راستین نیست، آنوقت یک همچو جنایتى را مىکنند به اسم اسلام راستین. آن که دم از حقوق بشر مىزند، پایمال مىکند ممالکى را که بیچاره هستند، ممالکى که زیر پاى اینها دارد پامال مىشود، و اسمش را مىگذارند کذا. آن که مىگوید ما براى صلح قیام کردیم و مىخواهیم صلح در دنیا باشد، همه جنگها را اینها راه مىاندازند. توى همین جنگى که ما الان مبتلا به آن هستیم و کشور عراق هم مبتلا به آن هست، همین را آنها راه انداختند، لکن آقایان این جنگها را راه انداختهاند که صلح در دنیا پیدا بشود! همه جا جنگ راه مىاندازند که صلح پیدا بشود! شما اگر ملاحظه کنید، اینکه عرض کردم که