صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥٣
بزنند. اما آنى که به حسب حکم شرع، حکمش قتل است، مسامحه نکنند. از آن طرف هم طورى باشد که اگر چنانچه یک نفر آدم بیگناه است، حتى مانع بشود از اینکه یک حرف تند به او بزنند. آنها هم که گناهکارند حق نیست به اینکه با آنها معامله غیرانسانى بکنند. آنها مستحق قتلند، باید قتل بشوند، مستحق اعدامند، اعدام باید بکنند، اما زاید بر آن بخواهند کارهائى بکنند، این را بدانند که مسوول هستند. و همین طور متصدیان حبس و زندانها باید این معنا را توجه داشته باشند، چه اشخاص که در راس هستند و چه اشخاصى که مشغول اجراى عمل هستند، باید این معنا را توجه بکنند که حدود الهى معنایش این نیست که یک کسى که مستحق قتل است ما فحش به او بدهیم، جایز نیست این، یا به او سیلى بزنیم، حق نیست، یعنى قصاص دارد این. یک نفر آدم جانى که دارند مىبرند بکشندش، اگر شما یک سیلى بزنید، او باید حق دارد به شما سیلى را عوض بزند و خلاف شرع کردید. گمان نکنید که حالا که این آدم توى حبس آمده است، ما باید با او رفتار بد کنیم، انشاءالله نمىکنید و نباید بکنید. و همین طور قضات محترم شرع، باید موازین را با دقت، با کمال دقت موازین را عمل بکنند و خداى نخواسته یک وقت برخلاف موازین اسلامى واقع نشود. مائى که مدعى هستیم که جمهوریمان جمهورى اسلامى است، احکام اسلام باید در این جمهورى اجرا بشود. یکى از امور مهم، قضیه زندانهاست، یکى از امور مهم، قضیه دادگاه هاست، دادسراهاست، دادگسترى هاست. اگر بنا باشد که حالا هم خداى نخواسته مثل زمان رژیم سابق، در دادگسترىها کارهاى خلاف شرع بشود، خوب، ما باید فاتحه این جمهورى را بخوانیم. و این مکرر سفارش شده است که اگر قوانین ندارید، باید بخشنامه کنید که تمام قضات بر وفق شرع عمل کنند، به قوانین سابق اعتنا نکنند.
و من حالا هم اعلام مىکنم به تمام سرتاسر قضات کشور، کسانى که متصدى قضا هستند، کسانى که در دادگسترى هستند، تمام قوانینى که در زمان طاغوت بوده است و برخلاف شرع بوده است، تمام باید دور ریخته بشود و مسوولیتش به گردن من، تمام را دور بریزید و به جاى او قوانین شرع را عمل بکنید.
شوراى قضائى - باید - اگر نکردند این کار را خداى نخواسته، حالا بخشنامه کنند به همه سرتاسر کشور، به دادستانها و به دادگاهها و به دادگسترىها و به همه اینها امر کنند به اینکه تمام احکامى که به حسب قانون، قانون فاسدى که گذراندهاند، تمام اینها فاسد است و مگر حالا گاهى پیدا بشود که مطابق شرع باشد، خوب، آنها را عمل باید بکنند و آن چیزهائى که برخلاف شرع است هیچ کس حق ندارد عمل بکند و هر که عمل بکند، علاوه بر اینکه پیش خداى تبارک و تعالى رو سیاه است و عذر اینکه ما به قانون عمل مىکنیم، غلط است. کدام قانون؟ قانون مخالف با اسلام؟ قانون مخالف با شرع؟ نباید به آن عمل بشود. شما اگر با قانون سابق هم باز عمل بکنید، خوب، یکى از مادههاى متمم قانون اساسى سابق این بود که هیچ قانونى برخلاف شرع، قانون نیست. منتها پیشتر به آن عمل نشده سابقاً به آن عمل نکردند. بنائاً علیه آن چیزهائى که به اسم قانون آوردهاند و بر خلاف شرع است، به حسب قانون اساسى زمان سابق هم قانون نیست.