صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١٤
همه گویندگان موظفند، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعت و چه خطبا و همه نویسندگان موظفند که این توطئه را افشا کنند و ذکر کنند و مردم را از توجه به جبهه جنگ خودمان غافل نکنند و بیدار کنند. ما مىخواهیم که قدس را نجات بدهیم، لکن بدون نجات کشور عراق از این حزب منحوس نمىتوانیم. ما لبنان را از خود مىدانیم، لکن مقدمه اینکه لبنان را ما نجات بدهیم این است که عراق را نجات بدهیم. ما مقدمه را رها نکنیم و بىربط برویم سراغ ذىالمقدمه و همه چیز خودمان را صرف کنیم در آن و عراق براى خودش محکم کند جاى خودش را.
من نمىدانم دیشب این اعلامیهاى که، اطلاعیهاى که صدام داده است و طولانى، خیلى طولانى است، آقایان ملاحظه کردند، اگر ملاحظه نکردند، دنبال کنند، پیدایش کنند. به نظر من مىآید که این را نوشتند و آنهائى که نقشه در دستشان است، نوشتند و دادند دست صدام که او بخواند. و من آنطورى که از حال صدام در نظرم است این است که حال صدام این نیست که بتواند تفکر کند یا بتواند یک چیزى بنویسد. او این چیزها را از دست داده است. شما نمىدانید که چقدر هذیان در این گفتار است. اگر یک آدمى بود که به قدر یک جوان کلاس اول ادراک داشت، این را نمىخواند، این چیزى که برایش نوشتند، نمىخواند. نمىدانید چقدر از پیروزىهاى خودش نقل کرده، چقدر از شجاعتهاى لشکر خودش که در همه جبههها پیروز شدند، چقدر ذکر کرده است. این را بخوانید و بخندید. مىگوید که ما این عقبنشینىمان پیروزى بزرگى است براى ملت عراق، ما ملت عراق را نجات دادیم از این کشور، مثلاً کى؟ از این کشور اسلامى، اینها ریختند در کشور ما و جنگ شروع کردند و ما جلو آنها را گرفتیم و عقب زدیم آنها را و بردیم تا آبادان و اهواز! یک آدمى که عقلش تا یک اندازه یک جوانى سر جا باشد، آنهمه از اول، آنهمه صحبتها کرده و اشتلمها خوانده و براى خودش سردارى کذا را نقشه چینى کرد و آن روز هم بازیش داده بودند، امروز هم برایش نوشتهاند یک ورقهاى مثل یک ورقههائى که مىنویسند دست یک بچه مىدهند بخواند، مفادش را خودش نمىداند چه است، لکن دیگران مىفهمند. من میل دارم که آقایان پیدا کنند این را، کسانى که این اطلاعیه مطول را که یک ساعت بیشتر وقت من را صرف خودش کرد، مطالعه کنند، ببینند که این مرد چى دارد مىگوید، اول چى مىگفت، حالا چى مىگوید. مىگوید ما براى اثبات اینکه صلح طلبیم، صلح جو هستیم همه لشکر خودمان را امر مىکنیم که از خاک ایران تا ده روز دیگر بیرون بروند. اگر راست مىگوید این مطلب را، بسیار خوب، این یکى از مسائلى که ما داشتیم، حاصل، ولى چند تا مطلب دیگر داریم باید حاصل بشود، تا حاصل نشود ما در حال جنگ هستیم. یکى اینکه اینهمه خساراتى که به ما وارد گردید که خودش نوشته، این را اقرار کرده که خساراتى که بر ایران وارد شد، قابل شمارش نیست (شبیه به این تعبیر) و از یک طرف هم مىگوید که ما هزاران اسیر گرفتیم و نمىفهمد این را که فردا باید جواب این را بدهد که تو هزاران اسیر گرفتى بیا تحویل بده. ما که مىگوئیم هزاران اسیر گرفتیم، همه این اشخاصى که، نویسندهها و مخبرین که از خارج آمدند، بردیم نشانشان دادیم که بابا اینها در این شهر، اینها هستند، در شهرهاى دیگر هم آنجا، آنجا، آنجا. در تلویزیون هم نشان دادیم یک مقدارش را البته و