صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٣
چنانچه عراق به ما حمله نکرده بود، ما دفاع نمىکردیم. اما دفاع ما کردیم، ما جنگ نکردیم تا حالا. در عین حالى که رزمندگان ما و فرماندهان ارتش و سپاه به ما گفتند اجازه بدهید ما وارد بشویم در آنجا و با آنها چه بکنیم، خوب ما هم، ما مىخواهیم دفاع بکنیم، دفاع که یک مساله عقلى است، یک مسالهاى است که حتى حیوانات هم اصلاً وقتى بخواهند حمله کنند دفاع مىکنند. دفاع یک مساله طبیعى است، ما همیشه دفاع کردهایم تا حالا، هیچ وقت جنگ نکردهایم. ما که مىگوئیم که ما جنگجو نیستیم مثل شماها، ما صحیح مىگوئیم و شاهد داریم و آن، این است که از ما دفاع است، شمائى که مىگوئید ما صلح طلبیم، مىخواهید که صلح طلبى شما مثل صلح طلبى اسرائیل است تا حالا، اسرائیل هم حالا مىگوید بیائید صلح کنیم. یعنى چه؟ یعنى وارد شده است و شهرهاى لبنان را گرفته است و حالا مىگوید که ما، بیائید حالا دیگر آتش بس کنیم. آن روز آتش بس است که با مشت بزنند اسرائیل را بیرونش کنند از شهرهاى خودشان و آنوقت بگویند که بسیار خوب، حالا آتش بس، بنشینید مجرم را بفهمیم کى است. آنوقت هم صلح همین طورى نباید بشود، مجرم باید معلوم بشود کى است. اسرائیل بیاید هر چه جرم دارد بکند، بعد بگوید که خوب، ما دیگر کارى نداریم، شما بروید سراغ کارتان، اینجا هم که ما گرفتیم مال خودمان، معنى آتش بس این است؟ همان آتش بس صدامى است، این آتش بسى است که اسرائیلى هم دارد چیز مىکند، یعنى همه چیزمان را دادیم، حالا بس. بسم الله تشریف بیاورید حالا دیگر با هم چون، صورت هم را ببوسیم و اینهائى را هم که بردید، مال شما باشد. آتش بسى هم که اینها الان دارند اظهار مىکنند، همان وقت هم که آتش بس کنند، سه ساعت بعدش آبادان را تیرباران مىکنند و آدم مىکشند، در صورتى که آبادان جنگجو نیست، آبادان یک جمعیتى دارند مشغول کسب خودشان هستند. اینها مىگویند که اینها کردند و ما کردیم، کى؟ کدام وقت اینها به این شهرهاى شما کارى کردند؟ اینها هم با شما جنگ دارند شما هم با اینها جنگ دارید. شمایى که مىگوئید آتش بس، بسیار خوب، مىگوئید که چون اینها به ما چى کردند، ما هم کردیم، اینها به شهر شما کردند یا به شما؟ شما باید تلافى به خود اینها بکنید، شما تلافى به آبادان مىکنید، همان کارهائى که از اول به آبادان مىکردید، حالا هم همان کارها را دارید مىکنید و این آتش بس نیست. ما همان شرایطى که از اول گفتیم، حالا هم همان شرایط را مىگوئیم، که یکى بیرون رفتن تمام این ارتشىهاى عراق و این جنگندههاى عراق از کشور ما بدون قید و شرط، هیچ قید و شرطى در کار نیست. حالا که مىگویند ما بیرون مىرویم، - ایشان - اینها مىگویند بیایند، ما بیرون مىرویم که شما بیائید رد بشوید، لکن به شرط اینکه صلح باشد تمام بشود مساله، یعنى به شرط اینکه ما هر چه ضرر به شما زدیم، هر چه جنایت کردیم هیچ. این مضحک است واقعاً، یک جمعیتى مىخواهند بیایند کمک کنند شما را، شما مىگوئید حالا که مىخواهید کمک بکنید، پس دست بردارید از این ادعاهائى که دارید، شما مجرم را دیگر لازم نیست بشناسید، بیائید صلح بکنیم با هم، لازم نیست که اینهمه جریمهها که وارد شده است به شما، تلافى بشود. این معناى آتش بس نیست، این معناى صلح نیست. ما همان مطلبى را که از اول گفتیم، همه دولتمردان ما همان مطلب را مىگویند. باید بى قید و شرط اینها بیرون بروند، نروند،