صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٢
حمل کنند از محلشان، کردهاند، اگر نه، آنها بردهاند و از بین بردهاند و آنهمه خرابى کردهاند و خرابىهائى که در هیچ جا متعارف نیست (مغول هم که به این حمله کرده، اینطور نبوده است که وقتى یک شهرى را مىگیرد تا آخر خرابش کند) شهرهاى ما را اینطور کردهاند اینها. خوب ما مىگوئیم که شما وارد شدید به ما و اینهمه جرم کردید، حالا مىگوئید که بیائید با هم صلح کنیم، صلح کنیم یعنى خوزستان مال شما، یعنى آنقدرى که شما گرفتید مال شما. نه، هیچ وقت، هیچ کس نمىپذیرد. ما مىگوئیم شما بدون قید و شرط باید بیرون بروید، اگر هم بیرون نروید بیرونتان مىکنیم، بهتر هم براى خودتان همین است که بیخود این جوانهاى بیچاره را به زور نیاورید و به کشتن بدهید، خودتان بروید بیرون. این یک مسالهاى است که همه عقلاى دنیا مىپسندند از ما که کسى آمده است منزل شما و خرابکارى کرده، حالا به او مىگوئید بروید بیرون. اگر مىخواهید یک تفاهمى بشود، باید بروید بیرون.
ما اگر صلح بکنیم، معنایش تشویق کردن این جانى است
مساله دوم، مساله خسارتهائى که وارد کردند، قضیه جبران خسارت یک جهت مادى دارد، یک جهت سیاسى و معنوى. جهت مادیش گرچه خیلى زیاد است براى ما، اینطورى که همه شهرها را خراب کردهاند و هر چه ما داشتیم، به هم زدهاند و البته جوانهاى ما هر دانهایش ارزش همه لشگر آنها را داشت و از دست ما گرفته شدند اینها. ارزش مادى قضیه خیلى زیاد نیست، عمده ارزش معنوى است و ارزش سیاسى مساله، اگر بنا باشد که یک کسى بیاید، هر چه جرم دارد بکند و هر چه دستش مىرسد جنایت وارد کند و بعد بگوید که خوب حالا دیگر صلح مىکنیم، - من مىرویم بیرون - من مىروم بیرون. بسیار خوب، صلح مىکنیم خوب، این جنایتى که کردى چى؟ اگر ما این مطلب را اغماض کنیم، نه از باب این است که یک مساله مثلاً مادى را اغماض کردیم، یک مساله معنوى را ما اغماض کردیم، یعنى یک ستمگر و یک گروه ظالم را ما تشویق کردهایم به اینکه باز بکنید. فردا هم باز دوباره برگردند و همین بساط را در آورند بعد هم بگویند که آقا بسیار خوب، باز صلح مىکنیم. هى خلاف کنند و هى بگویند صلح مىکنیم. این باید جلویش گرفته بشود، در دنیا باید اینطور تعدیاتى که واقع مىشود، جلویش گرفته بشود. یکى از مواردى که باید، جهتى که باید به او جلوگیرى بشود این است که خسارتهایى که وارد شده باید بدهید. الان مىگویید که ما، دروغى هم مىگویند البته، که ما بیرون مىرویم و قبول مىکنیم فلان، خوب، بسیار خوب، الان بروند بیرون و همین حالا کارشناسها هم بیایند و جریمههاى اینها را ارزیابى کنند که چقدر بوده، یک گروه دیگر هم بیایند و ارزیابى کنند که کى مجرم است. ما اگر مجرم را امروز رهایش کنیم، امروزى که ما قدرت داریم، ما آن روزى هم که صدام آن کوس کذا را مىزد، مسائلمان همین بود، امروز هم که قدرت دست ماست و صدامى در کار نیست، امروز هم همان حرفها را ما مىزنیم و آن حرف این است که مجرم باید معلوم بشود کى است، اگر ما مجرم هستیم، دنیا به ما هر چه مىخواهد بگوید و اگر آنها مجرم هستند، باید همانطور حکومت بشود، به طور عدالت حکومت بشود. ما عدالت را مىخواهیم، ما هیچ وقت طالب جنگ از اول نبودیم. اگر