صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨٩
رزمندگان ایرانى حاصل مىشود، اینها سابقه ندارد، وضعش یک وضع دیگرى است غیر اوضاع جنگهاى دنیا. اینها همه توجه به همین پیشرفتها و شکستها و امثال این دارند. نظر دارند به اینکه ایران با اینکه یک جمعیت محدودى هست، به چهل میلیون بیشتر نمىرسد این جمعیت و تمام قدرتها هم با آن مخالفت کردهاند و بعد از انقلاب هم هست، که انقلاب خودش یک چیزى است که هر جا که حاصل مىشود اوضاع را به هم مىزند، نظام را به هم مىزند، لکن وقتى ملاحظه کردند که امروز ما در سال چهارم انقلاب واقع هستیم و همه چیزمان بهتر از اول است، یعنى اگر اول یک نقصى در نظام ما داشتیم، نقصى در نیروهاى نظامى و انتظامى داشتیم، نقصى در انسجام گروههائى که همه مسلحند داشتیم، امروز آن نقص رفع شده است. اینها همه روى حسابهاى مادى حساب شده است، ما عمق این مساله را از جهت معنوى واقعاً نمىتوانیم ادراک کنیم. یک جمعیتى که در طول تاریخ و خصوصاً این رژیم سابق کوشش کردند که این جمعیت را از همه چیز بىخبر نگه دارند، از همه اوضاع دنیا، کوشش کردند که این جوانهاى ما که باید خدمت بکنند به این کشور، ابتلا پیدا کنند به مواد مخدره، به جاهائى که شهوانى هست. آنهمه مراکز شهوت و آنهمه مراکز فحشا درست کردند و عرضه کردند بر این ملت در طول این دهها سال اخیر که شدت پیدا کرد و در زمان محمدرضا از همه وقت بیشتر شدت داشت و شما از جهت اخلاقى و فرهنگى ایران باید این معنا را اعتقاد کنید که اگر این انقلاب به داد ایران نرسیده بود، ایران در سراشیبى محو و فنا واقع شده بود که اصلاً اسمش از تاریخ باید محو بشود. به طورى تبلیغات شده بود که همه چیز ما را مىخواستند وابسته کنند به غیر و به ما حالى کنند که شما هیچ کارى ازتان نمىآید، اصلاً جنگ معنا هیچ ندارد، شما نمىتوانید اصلاً جنگ بکنید با هیچ جا اصلاً ما در این سه سال، نزدیک به چهار سال، یعنى وارد در چهار سال که شدیم این عمق پیشرفت ظاهرى را به دنیا حالى کردیم، به حکومتهاى بزرگ دنیا به قدرتهاى بزرگ دنیا. این کارى که شما برادرها و دوستان شما و همقطارهاى شما انجام دادند، حالى کردند به آنها که ما در عین حالى که یک جمعیت کمى هستیم، لکن توانائى این را داریم که با هر قدرتى مقابله کنیم.
خدا متحول کرد این جمعیت را به یک جمعیت حزب اللهى و این را شرق و غرب نمىتوانند بفهمند
لکن آن عمق دومى که اساس مطلب است که عمق معنوى این قضیه باشد. آقا، یک کشورى که سالهاى طولانى زحمت کشیدهاند، یک قشر از روشنفکر با قلم، با تبلیغ، با تعلیم زحمت کشیدهاند، یک قشر مطبوعاتى و رسانههاى گروهى با همه قدرت زحمت کشیدهاند که این کشور را از خودش تهى کنند، یعنى اعتقادشان را گفت اینطور کنند، مغزشان را شستشو کنند و اینها را معتقد کنند به اینکه شما هیچ نیستید، باید تحت لواى یا شرق یا غرب، غرب مىگفت تحت لواى غرب، شرق مىگفت تحت لواى شرق، باید زندگى کنید والا هیچ کارى از شماها ساخته نیست. و شما یک وارد شد این انقلاب بر یک همچو جمعیتى که لااقل در این پنجاه سال، بیشتر از همیشه تحت اینطور تربیتها بودند.