صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٠
کسى را که از اول نداشت، و اگر داشت، به باد فنا رفت، آدمى که ملاحظه کردید در آن چیزى که نوشته بود به سران نظامى خودش در شهر خونین شهر، خرمشهر، که آنطور سفارش کرده بود که بزنید، بکشید و چه بکنید، تا آخر گلوله، تا آخر نفر، این دید که همان نظامىهاى او گوش ندادند به او، نتوانستند گوش بدهند، اصلاً مجال قرائت این چیزها را به آنها ندادند و فوج فوج تسلیم شدند. یک همچو آدمى که دنبال این مىگوید که امر به عقبنشینى کردیم، (لابد عقب نشینى تاکتیکى!!) این آدم را نمىتوانید اعاده حیثیتش را بکنید، حیثیت خودتان را سر این بىحیثیت به باد ندهید. ما نصیحتهاى خودمان را، ایران نصیحتهاى خودش را به شماها مىکند که شماها یک قدرى در خلوت بنشینید و آمریکا و شوروى و دیگر قدرتمندان را از مغزتان شستشو کنید و فکر کنید که ما اگر برویم بغداد، چه جور مىتوانیم بکنیم. و من اعلام یک خطرى هم براى شما مىکنم که از صدام بعید نمىدانم و آن اینکه همین صدامى که در حال مردن است یک وقت عدهاى از شما را بکشد و گردن ایران بگذارد، براى اینکه شما را وادار کند که مخالفت کنید. خوف این مطلب زیاد است. شما از این جانى خیال نکنید که هیچ کارى بر نمىآید، این جانى، جنایت زیاد از او مىآید. و این جنایت به نظر انسان نزدیک است، همانطورى که یک جاهائى را مىزند و مىگوید ایران زده است و خودش با اسرائیل رفیق و دوست و برادر است و مىگوید که اسلحه از اسرائیل مىآید و حالا هم ابرقدرتها و گویندگان آنها با این مانورهاى مضحک یکى از این ور مىگیرد، یکى از آن ور. یکى مىگوید که من به اطلاع آمریکا بودم، آمریکا مىگوید من گفتم آنقدر کار نکن و مجلسشان مىگوید که چرا این کار را کردى. مطلب را مسلم همهشان مىگیرند که اى مردم بدانید که این اسرائیل به ایران اسلحه فرستاده. و همه اینها و خود اسرائیل هم این مطلب را احراز کرده است که اگر اسرائیل انگشتش را به بحر محیط بزند، نجس مىشود، چون این را احساس کرده است، مىخواهد با اینکه من کمک کردهام ایران را بدنام بکند، از باب اینکه مىداند که موافقت او با ایران، بدنام کردن ایران است، خودش هم این را احساس کرده است.
براى خدمت به امریکا حیثیت خود را پیش نسلهاى آینده از بین نبرید
در هر صورت این مسائل که الان مىگذرد، اینها همه هست و من خوف این را دارم که اگر اینها مجتمع بشوند، در بغداد یا در بین راه، چند نفر از اینها را بزنند و بکشند و گردن ایرانىها بگذارند و یا در مجلس که مجتمع مىشوند، یک وقت خود صدام براى اینکه برود دستش را بشوید، بیرون برود و مجلس را منهدم کنند. درست توجه کنید که مبادا به دام بیفتید، به دام این صدام بیفتید، که این مرد خطرناکى است. و اشخاصى که آخر عمرشان را مىگذرانند، جنایتکارانى که آخر عمرشان را مىگذرانند، مىگویند حالا که من رفتم بگذارید، همه بروند. اقتلونى و مالکاً مرا بکشید که مالک هم کشته بشود. مساله اینطورى است. حالا خودشان بنشینند فکر بکنند که آیا صدام با این جنازه متعفن، ارزش دارد که شما ارزشهائى به پاى او بریزید؟ آمریکا که مىگوید من اسرائیل را به هیچ کس