صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٤
بیچارهها تحت ستم، اینطور باید عمل کنند براى آنها. یا آن بلوک سرمایهدارى هم همین طور ارزش براى انسانها قائل نیستند، آنها ارزش براى قدرت خودشان قائلند، هر کشورى که تحت قدرت آنها باشد به او کمک مىکنند.
الان اگر یک گرایش بکند این کشور اسلامى به یک طرف از اینها، برایش سرشار، همه کارى مىکنند، لکن ارزش انسانى و ارزش اسلامى اقتضاء مىکند که به هیچ یک از آنها گرایش پیدا نکند. هر مملکتى که از آنها بخواهد استقلال داشته باشد، جدا بشود مثل کشور ما، گرفتار اینها مىشود. الان کشور شما گرفتار این دو بلوک هستند، هر کدام به یک راهى، به یک طورى و تمام این فسادهائى که واقع مىشود در این کشور از این گروهکهاى فاسد و تمام تبلیغاتى که خود این گروهها در خارج مىکنند، اینها همه براى خاطر این است که دستور از آنها گرفتند. آن روزى که کشور ایران خداى نخواسته، خدا نیاورد آن روز را به گرایش پیدا کند به آمریکا، خواهید دید که تمام اینهائى که در - چیز هستند - پاریس جمع شدهاند و اسباب زحمت ایرانىها را خیال مىکنند مىتوانند فراهم کنند، همه قلمهایشان بر مىگردد و ثناگو مىشود، از این طرف هم همین طور، ما مىخواهیم مستقل باشیم، ما مىخواهیم که آمریکا در طول زمان، قبلاً انگلستان و بعد آمریکا، در طول سلطنت این دو مرد فاسد به سرما آمده است، تمام ارزشهاى انسانى را مىخواستند از ما بگیرند و جوانهاى ما را به فساد بکشند و جوانهاى ما را به مراکز فساد بکشند و انسانیت را از آنها بگیرند، اینها، مىخواهیم ما که دیگر تحت آن سلطه نباشیم و خودمان یک انسان مستقل باشیم. شما کوشش کنید، صلاح و فساد این کشور امروز به دست خود ملت است. شماها هم یک عضو بسیار مهمى در این کشور هستید و بسیار موثرى براى رفع وابستگى کشورتان به خارج، کشاورزان هم یک عضو بزرگ این کشورند براى رفع وابستگى این کشور به خارج. شما دو بازوى بزرگ این کشور کوشش کنید که ما در کشاورزى محتاج به اینکه به دیگران مراجعه کنیم و از دیگر جاها بیاوریم نباشیم و در امور صنعتى هم نباشیم. و بدانید که از حالا که شروع کنید مىتوانید این عمل را بکنید، منتها کشاورزها زودتر مىرسند به آنجا و شما یک قدرى دیرتر، منتها ارزش عمل شما بسیار زیاد است و کارهاى شما فنى است. خیال نکنید که فقط آنها مىتوانند که این کارها را بکنند، آنطورى که تبلیغاتشان تاکنون در گوش ما خوانده شده است که ما باید وابسته باشیم. ما نباید وابسته باشیم، ما باید مستقل باشیم، ما باید هر مقدارى که خودمان کار مىکنیم به همان مقدار اکتفا کنیم، در صدد باشیم که خود را به آن حدى برسانیم که از کشور ما هم ارزاق و گندم و جو و امثال اینها صادر بشود و این کشور بسیار مستعد براى این معناست، و هم کوشش کنیم که دیگران به ما محتاج باشند در امور صنعتى و مىتوانیم، و مىتوانید و مىتوانیم. ما فرضاً هم نتوانیم، ما فرض مىگیریم که خیر، نمىتوانیم، اما کوشش خودمان که یک عبادتى است، یک کار ارزشمندى است، ما کوشش خودمان را مىکنیم. من کراراً این مطلب را گفتم که ما صد در صد اینطور نیست که کار مىکنیم که پیروز بشویم، البته میل داریم، اما اینطور نیست که حتم داریم که ما پیروز مىشویم. نه، اما در عین حالى که حتم به پیروزى نداریم، تکلیف خودمان را