صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٣
از ایشان هست) کنده با دست خودش و همان روز (به حسب نقل) همان روزى که بیعت به امامت کردند براى او، به خلافت، وقتى بیعت تمام شد، همان روز بیل و کلنگ خودش را برداشت دنبال کار... این دو نفر شخص اول اسلام که کارشان باید سرمشق باشد براى همه ما. شما مقایسه کنید این احترامى که کارگر در اسلام به واسطه عمل این دو بزرگمرد تحقق پیدا کرده و این ارزشى که به شما داده است که خودش هم در عرض شما آمده است. و این فقط على ابن ابیطالب سلامالله علیه نیست، حضرت صادق، حضرت باقر، آنها هم، از آنها نقل کردهاند که در یک محلى که داشتند، مىرفتند کار مىکردند. به حضرت صادق بعضى مىگفتند آقا (حضرت صادق شغلش خیلى بود. شغل معنویش زیاد بود و کار تبلیغاتى و کار تعلیماتىاش زیاد بود، معذلک خودش تشریف مىبرد به حسب این نقل و در آن جائى که داشت کار مىکرد) به او عرض کردند که خوب، این را به ما واگذار کن. فرمود من میل دارم که کارى که مىخواهم براى خودم بکنم، حرارت آفتاب را در بدن خودم حس کنم. این، چقدر ارزش مىدهد که یک نفر که در زمان خودش شخص اول بود و داراى آن مقامات بود، خودش کار مىکند و تعلیم مىدهد که ارزش کار چى است. شما در بلوک کمونیستى سران اینها را ببینید، ادعاها و شعارها زیاد است، در طول زمان اینها شعار دادهاند و ادعا کردهاند، لکن وقتى که مىبینید که خود آنها وضعشان چه جورى است، سلوکشان با کارگر چى است، به کارگر چه نظرى دارند، چه جور نگاه مىکنند، سرمایهدارى هم ملاحظه کنید آنها چه مىکنند، هر دو اینها کارگر را آلت استفاده خودشان قرار دادهاند. این هر دو بلوک اینها را، آن به یک وضعى، آن به وضع دیگر آلت قرار دادهاند و ابزار قرار دادهاند براى منافع خودشان و براى چى. در کشورهاى کمونیستى اصل براى کارگر (من نمىتوانم که نسبت به کارگر این تعبیر را بکنم) اینها را مثل یک حیوان کارگر را فرض کردند که هیچ نباید داشته باشند، فقط خوراک به شما مىدهند، شما باید کار کنید خوراک بگیرید، آنوقت که کارى ازشان نمىآید، طردشان مىکنند و به راى بعضىشان باید ریختشان به دریا. آن دسته دیگر هم شما را بازى دادهاند کارگرها را بازى دادهاند و از راه دیگر مىچاپند آنها را.
صلاح و فساد این کشور امروز به دست خود ملت است
اسلام براى کارگر ارزش قائل است، براى کارگر و کار ارج قائل است و احترام قائل است، یعنى همانطورى که یک شخص عالم، یک شخص مجاهد را توصیف مىکند، شخص کارگر، زارع، هر کارگرى را، مىگوید همهشان مثل همند، مثل شانهاى که این ردههائى که دارد، همه هم قد هستند، مثل هم هستند، آن شانههاى آنوقت اینطور بودند، اینها همین طور همه برابر هستند. در قرآن کریم هم تصریح مىکند که امتیازها به این مسائلى که سرمایه داشتن، قدرت داشتن نمىدانم و امثال اینها نیست، ارزشها و بزرگىها به تقواست، به ارزش انسانى است. ارزش انسانى را این دو بلوک اصلاً فراموش کردهاند، توجه به اینکه اینها انسانند مثل خود ما هستند. آنوقتى که استالین متولد شده، با یک رعیت دیگرى، یک رعیتى فرقى با هم نداشتند، بعداً او به قدرت رسیده آنطور عمل کرده و این