صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٨
دیگر سراغ ندارم که یک نفر وکیلى که در مجلسهاى اخیر بود، بعد از آنکه امثال مدرس را از بین بردند، من دیگر سراغ ندارم که یک کسى آنطورى که اسلام مىخواهد، باشد. مجلس را هم قبضه کرد، یعنى مجلس را هم به خدمت اجانب وا داشتند. تبع او دولت هم اینطور مى شود، دولتى که این مجلس تعیین بکند و با دستور این شاه و شاه نما عمل بکند، مجلس هم افرادى را بر سر کار مىآورد که همه در خدمت آنها باشند و رادیو و تلویزیون و دستگاههاى تبلیغاتى تمام در خدمت آنها یکسر بودند. هر کس روزنامههاى آنوقت را بخواند یا اگر نوارهائى از آنوقت باقى بود بشنود، مىفهمد که نقشه این بود که یا در خدمت دولتهاى اجانب باشند و اخیرا خصوصاً در خدمت آمریکا و یا یک افرادى باشند که بى تفاوت باشند. این مراکزى که براى عیش و عشرت جوانها تهیه کردند و این مغازههاى زیادى که براى فروش عروسکها و فرآوردههاى خارجى که بوجود آوردند و این دکانهاى مشروب فروشى، اینها به یک طبع خودش واقع نشده، اینها روى یک برنامه بود که آنقدرى که مىتوانند در دانشگاهها جوانها را از بین ببرند و به خط آنها بکنند، آنقدرى که در آنجا نمىشود، یعنى مراکز فحشا، بى تفاوتشان کنند و راجع به کشور خودشان بى تفاوت باشند، هر کارى مىخواهند بکنند، بکنند، آنها کارى نداشته باشند. عشرتکده باشد، سینماى موافق میل و شهوات جوانها باشد، دیگر این مملکت هر چه بر آن بگذرد، گذشته است. ذخایرش را دارند مىبرند، بردهاند. نفتش را دارند مىخورند، خوردهاند و امثال ذلک.
رضاخان عشایر را بکلى مىخواست از بین ببرد و بسیار هم موفق شد
و یک چیز دیگر هم ارتش بود. ارتشى که دهها هزار نفر از خارج مستشار برایش مىآید و آقابالاسر برایش مىآید، نمىتواند یک ارتشى باشد که براى کشور خودش مفید باشد. او براى کشور دیگرى مفید است، در خدمت دیگرى است. این هم یک باب مفصلى است که دانشمندان باید مطالعه کنند و بنویسند مسائل آنوقت را. این هم راجع به ارتشش بود. راجع به عشایر، یکى از چیزهائى که آنها احتمال مىدادند که یک وقت این عشایرى که به دیانت اسلام اعتقاد دارند و مىخواهند که اسلام تحقق داشته باشد، احتمال مىدادند که اینها برخلاف آنها قیام بکنند، عشایر بودند. رضاخان عشایر را بکلى مىخواست از بین ببرد و بسیار هم موفق شد در از بین بردن، یک افرادى از آنها را تربیت کنند که عشایر را اینها به طریقى که آنها مىخواهند، استعمالشان کنند که بسیارى از آنها در خارج بودند و در ایران بودند و انحراف داشتند. آنها مامور این بودند که عشایر را منحرف کنند و تضعیف کنند روحیه آنها را. همه اینها دست به دست هم داد و این کشور را اینطور که مىبینید کرد.
شما در هر مرکزى پا بگذارید، پاى اجانب را در آنجا مىبینید
از این طرف کارخانهها و مزرعهها و کشتزارهاى ما، با اسم اصلاحات بکلى مساله کشاورزى را از بین بردند. ایرانى که اگر کشاورزیش سرجاى خودش درست عمل بکند باید میلیونها تن صادر