حيله هاى شرعى و چاره جويى هاى صحيح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - طايفه اوّل راه فرار از رباى «قرضى»
ايمان، و مصداق ظلم آشكار، و پايان راه آن جهنّم بيان شده است. و اين به خاطر آثار زيان بار فردى و اجتماعى آن است، و بديهى است كه حيلههاى مورد بحث، امور مذكور را مرتفع نمىسازد؛ بنابراين روايات تجويزكننده حيلههاى ربا، با آيات فوق ناسازگار است.
به عبارت ديگر، كارى كه راه فرار آن به اين سادگى باشد، چه معنى دارد كه اين قدر آيه و روايت در مذمّت آن بيان شود، و چنان تعبيرات شديد و گاه منحصر به فرد، در مورد آن بيان گردد؟!
نتيجه اين كه، روايات مزبور هم مخالف حكم عقل است، و هم در تعارض با آيات قرآن مىباشد، و هم با فلسفه حرمت ربا، كه در آيات مذكور به صورت گذرا، و در روايات به صورت مشروح، به آن پرداخته شده، ناسازگارى دارد. زيرا فلسفههاى ششگانه تحريم ربا كه در روايات آمده عموما در موارد فرار موجود است. بنابراين، چگونه مىتوان به رواياتى كه حيلهها را پيشنهاد مىكند استناد جست؟
مشكل دوّم: روايات مذكور، با روايات ديگرى كه اين حيلهها را باطل مىشمرد معارض است. به دو نمونه آن توجّه كنيد:
١- پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمودند:
«يا عليّ انّ القوم سيفتنون باموالهم- إلى أن قال- و يستحلّون حرامه بالشّبهات الكاذبة، و الاهواء السّاهية، فيستحلّون الخمر بالنّبيذ، و السّحت بالهديّة، و الرّبا بالبيع» [١]؛
«اى على! مسلمانان در آينده به وسيله اموالشان امتحان مىشوند ...
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٥٦.