حيله هاى شرعى و چاره جويى هاى صحيح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - الف) شيخ طوسى و حيلههاى شرعى
پس از آن، مثالهايى از حيله شرعى از اين شاگرد ابو حنيفه، كه به كلام استادش معترض بوده، نقل مىكند، كه از مثالهاى ابو حنيفه عجيبتر است [١].
در اينجا توجّه به چند نكته لازم به نظر مىرسد:
الف) مرحوم شيخ طوسى براى حيله مشروع به آياتى از قرآن مجيد استدلال كرده، كه در حقيقت نوعى توريه است. مثلا حضرت ابراهيم براى فرار از دروغ توريه كرد، و توريه در واقع نوعى حيله شرعى است؛ ولى در حقيقت و ماهيّت توريه اختلاف است، و به اعتقاد ما توريه عبارت است از كلامى كه تاب دو معنا دارد و هر دو صحيح است؛ امّا يكى از آن دو معنا مشهورتر و معروفتر است، و ذهن شنونده به آن منصرف مىشود، و معناى ديگر غير مشهور است و ذهن به سراغ آن نمىرود. در چنين موردى گوينده معناى غير مشهور را اراده مىكند، و شنونده به سراغ معناى مشهور مىرود.
بنابراين توريه هرگز مصداق دروغ نيست، كه بر حسب ضرورت مباح شده باشد [٢].
ب) مثالهايى كه از ابو حنيفه، در مورد حيلههاى شرعى، نقل شد از چند جهت باطل است.
نخست اين كه جايز نيست به يك زن مسلمان تعليم داد كه مرتكب بزرگترين گناه كبيره، يعنى ارتداد، شود تا در نهايت بتواند از شوهرش جدا گردد.
[١]. المبسوط في فقه الإماميّة، جلد ٥، صفحه ٩٥ و ٩٦.
[٢]. شرح بيشتر را در كتاب انوار الفقاهة، كتاب المكاسب المحرّمة، صفحه ٤٠٥ به بعد، مطالعه فرماييد.