حيله هاى شرعى و چاره جويى هاى صحيح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - الف) شيخ طوسى و حيلههاى شرعى
حديثى در اين مورد از سويد ابن حنظله نقل مىكند:
«قال خرجنا و معي وائل بن حجر يريد النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله فأخذه أعداء له فتحرّج القوم ان يحلفوا و حلفت باللّه انّه أخي فخلّى عنه العدوّ، فذكرت ذلك للنّبيّ صلّى اللّه عليه و آله فقال: صدقت، المسلم أخو المسلم» فأجاز عليه السّلام ما فعله سويد و بيّن له صواب قوله فيما احتال به ليكون صادقا في يمينه؛
سويد بن حنظله مىگويد: به همراه «وائل بن حجر» و جمعيّتى ديگر، آهنگ ديدار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرديم، در بين راه «وائل بن حجر» به چنگ دشمن افتاد. جمعيّت همراه از اين كه قسم بخورند «وائل» جزء قبيله ماست خوددارى كردند؛ ولى من به نام خدا قسم ياد كردم كه او برادر من است، بدين جهت دشمن او را آزاد كرد.
هنگامى كه به خدمت حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مشرّف شديم، داستان را براى حضرتش بازگو كردم، حضرت فرمودند: راست گفتى! مسلمان برادر مسلمان است!.
طبق اين روايت، حضرت رسول كار سويد ابن حنظله و حيله شرعى او را براى نجات مسلمانى تأييد كرد، و آن را حمل بر نوعى توريه نمود.
شيخ طوسى قدس سرّه پس از بيان اصل جواز حيلههاى شرعى به طور اجمال، و استدلال به اجماع و آيات قرآن و برخى روايات معصومان عليهم السّلام مىفرمايد:
فإذا ثبت هذا فإنّما يجوز من الحيلة ما كان مباحا يتوصل به إلى مباح، فاما فعل محظور ليصل به إلى المباح فلا يجوز، و قد اجاز ذلك قوم.
فالمحظور الّذي لا يجوز فمثل ما حكى ابن المبارك عن أبي حنيفة ان