حيله هاى شرعى و چاره جويى هاى صحيح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣ - الف) شيخ طوسى و حيلههاى شرعى
شكست، و از او سؤال كردند كه چه كسى بتها را شكسته است؟
فرمود: از خود بتها سؤال كنيد، اگر قدرت سخن گفتن دارند!».
در تفسير اين آيه شريفه نظرات مفسّران مختلف است؛ يكى از نظريّات اين است كه «إن» شرطيّه به جمله «فعله» مربوط است، طبق اين تفسير، معناى آيه چنين مىشود: «اگر بتها قدرت حرف زدن دارند، شكستن بتها كار بت بزرگ است!»
بنابراين، حضرت نسبت شكستن بتها را به بت بزرگ مشروط به شرط محالى كرده، و دروغ نگفته است. تا به آنها بفهماند بتهايى كه قدرت سخن گفتن ندارند، شايسته عبادت و پرستش نيستند. نتيجه اين كه حضرت ابراهيم عليه السّلام با يك حيله شرعى، كه همان توريه، در شكل قضيّه شرطيّه است، خود را نجات داد.
شيخ در ادامه كلامش مىگويد:
در جاى ديگر مىخوانيم كه خداوند به حضرت ايّوب عليه السّلام دستور مىدهد: (وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ) [١] فجعل تعالى لأيّوب مخرجا فيما كان حلف عليه و هكذا رواه أصحابنا، آرى اين آيه نيز از آياتى است كه در مورد حيلههاى شرعى مىتوان به آن استدلال كرد. در اين داستان، خداوند متعال مسأله «ضغث» را راه فرار از مخالفت با قسم براى پيامبر خودش حضرت ايّوب عليه السّلام بيان فرموده است.
شيخ الطائفه، شيخ طوسى، در اينجا به سراغ روايات رفته و
[١]. سوره ص، آيه ٤٤.