حيله هاى شرعى و چاره جويى هاى صحيح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - طايفه اوّل راه فرار از رباى «قرضى»
٢- محمّد بن اسحاق بن عمّار مىگويد:
قلت للرّضا عليه السّلام: الرّجل يكون له المال فيدخل (قد حلّ خ ل) على صاحبه يبيعه لؤلؤة تسوّى مائة درهم بالف درهم، و يؤخّر عنه (عليه خ ل) المال إلى وقت؟ قال: لا بأس به، قد امرني أبي ففعلت ذلك! و زعم انّه سأل أبا الحسن عنها فقال مثل ذلك. [١]
به امام هشتم عليه السّلام عرض كردم: مردى از كسى طلبى دارد، نزد بدهكار مىرود (تا طلبش را وصول كند، ولى بدهكار توان پرداخت ندارد) طلبكار مرواريدى كه يك صد درهم ارزش دارد، به يك هزار درهم به او مىفروشد، و زمان بازپرداخت بدهى او را تا وقت معيّنى تأخير مىاندازد. (آيا اين كار جايز است؟) امام عليه السّلام فرمود: اشكالى ندارد. پدرم به من دستور داد كه (در موقع لزوم) چنين كارى را انجام دهم، من نيز انجام دادم».
محمّد بن اسحاق در ذيل حديث اضافه مىكند: «گمان دارد اين سؤال را از امام كاظم عليه السّلام نيز پرسيده، و آن حضرت نيز همين جواب را داده است».
سند روايت: اين حديث هم از نظر سند اشكالى ندارد؛ همان گونه كه علّامه مجلسى رحمه اللّه، نيز آن را توثيق كرده است، [٢] ولى اشكال مهمّى دارد، كه انسان را نسبت به اصل روايت و راوى آن بدبين مىكند، و آن، جمله ذيل روايت است، كه طبق آن امام معصوم عليه السّلام نيز دست به چنين كارى زده است!
بدين جهت امام راحل قدّس سرّه، در كتاب البيع، جلد ٧، صفحه ٣٠٤،
[١]. وسائل الشيعة، جلد ١٢، ابواب احكام العقود، باب ٩، حديث ٦.
[٢]. روضة المتّقين، جلد ٧، صفحه ٣٠٤.