آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - اشكال پنجم چرا تمام ضميرهاى آيه جمع است؟
از فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ احد تخلّف و سرپيچى كردند و محلّ مأموريّت خويش را ترك نموده و به جمعآورى غنائم جنگى پرداختند، دشمن شكست خورده از غفلت مسلمانان سوء استفاده كرد و كوه احد را دور زد و مسلمانان را محاصره نمود و بدينسان دشمن شكست خورده پيروز شد و هفتاد تن از مسلمانان به شهادت رسيدند!
كفّار و مشركين بدون اين كه كار را يكسره كنند، به همان پيروزى مختصر قناعت كرده و به سوى مكّه بازگشتند؛ در حين بازگشت به سمت مكّه، يكى از آنان گفت: ما كه تا اين مرحله پيروز شديم، چرا پيامبر اسلام را به قتل نرسانديم، تا كار اسلام تمام شود؟ اگر امروز اين كار را نكنيم، در آينده دوباره اسلام و مسلمانان مزاحم ما خواهند شد! سخنان او در ديگران تأثير كرد و همه آهنگ بازگشت و ادامه نبرد را سردادند! در بين مشركين شخصى به نام «نعيم بن مسعود» يا «معبد الخزاعى» بود كه از ادامه جنگ ناراضى بود؛ او قبل از اين كه كفّار به مسلمانان برسند، خبر بازگشت كفّار و تصميم آنها را به اطّلاع مسلمانها رساند، برخى از مسلمانان از اين خبر وحشت كردند و گفتند: «آن زمان كه همه سالم بوديم چنين شكست سختى خورديم، اكنون كه اين مقدار كشته و مجروح داريم، چگونه مىتوانيم در برابر آنها مقاومت كنيم! ولى عدّهاى ديگر از مسلمانها گفتند: «نه تنها با آنها نبرد مىكنيم، بلكه به استقبال آنها مىرويم» و حتّى مجروحين را پيشاپيش لشكر نهاده به سمت دشمن حركت كردند، دشمن وقتى متوجّه شد كه مسلمانها با مجروحين خود به استقبال آنها مىآيند، ترسيد و براى حفظ همان مقدار پيروزى و موفّقيّت، دست به عقبنشينى زد و از درگيرى دوباره خوددارى نمود.
آيه شريفه فوق در مورد اين داستان نازل شده است. و از «نعيم بن مسعود» يا «معبد الخزاعى» كه تصميم كفّار را به اطّلاع مسلمانان رساند، تعبير به «ناس/ مردم» مىكند، در حالى كه او يك نفر بيشتر نبود؛ ولى چون كار او كار با عظمتى بود، براى احترام و عظمت كار او، به جاى مفرد، از جمع استفاده شده است.
٤- خداوند متعال در آيه ٦١ سوره آل عمران مىفرمايد: