آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - محتواى روايات غدير
همه گفتند: آرى، گواهى مىدهيم.
فرمود:
خداوندا گواه باش! ....
بار ديگر فرمود:
اى مردم! آيا صداى مرا مىشنويد؟ ...
گفتند: آرى!
و به دنبال آن، سكوت سراسر بيابان را فرا گرفت و جز صداى زمزمه باد چيزى شنيده نمىشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
... اكنون بنگريد با اين دو چيز گرانمايه و گرانقدر كه در ميان شما به يادگار مىگذارم چه خواهيد كرد!
يكى از ميان جمعيّت صدا زد: كدام دو چيز گرانمايه، يا رسول اللَّه؟!
پيامبر صلى الله عليه و آله بلا فاصله فرمود:
اوّل «ثقل اكبر» كتاب خداست، كه يك سوى آن به دست پروردگار و سوى ديگرش در دست شماست، دست از دامان آن بر نداريد تا گمراه نشويد، و امّا دومين يادگار گرانقدر من «خاندان منند» و خداوند لطيفِ خبير به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در بهشت به من بپيوندند، از اين دو پيشى نگيريد كه هلاك مىشويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد.
ناگهان مردم ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله به اطراف خود نگاه كرد، گويا كسى را جستجو مىكند و همين كه چشمش به على عليه السلام افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند كرد، آنچنان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و همه مردم او را ديدند و شناختند كه او همان افسر شكستناپذير ارتش اسلام است.
در اينجا صداى پيامبر صلى الله عليه و آله رساتر و بلندتر شد و فرمود:
أَيُّهَا النّاسُ مَنْ أَوْلَى النّاسِ بِالمُؤمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
چه كسى از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟!