آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤ - «أَهْلَ الْبَيْتِ*» كيانند؟«
خويش سفارش كرده بود كه پس از مرگ وى از خانههايشان خارج نشوند، از مدينه خارج مىشود و سوار بر شتر به سمت بصره حركت مىكند؛ هنگامى كه به سرزمين حواب مىرسد و صداى پارس سگها را مىشنود، به ياد فرمايش پيامبر صلى الله عليه و آله مىافتد كه فرمود:
«يكى از شما سوار بر جمل از مدينه خارج مىشود و به سرزمين حواب مىرسد و در آنجا سگها براى او پارس مىكنند، او از راه خدا خارج شده است.»
وقتى از نام سرزمين مىپرسد، به او مىگويند: «اينجا سرزمين حواب است» تصميم به بازگشت مىگيرد؛ ولى جنگ افروزان جنگ جمل، با حيلهاى او را فريب مىدهند تا به مسير خود ادامه بدهد. [١]
آيا چنين زنى كه با سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و خليفه او مخالفت كرده و به جنگ خليفه پيامبر پرداخته و عامل ريختن خون بيش از هفده هزار تن از مسلمانان شده، معصوم است و رجس و پليدى از او بدور است؟
جالب اين كه او خود نيز به اشتباهش اعتراف مىكند و در پاسخ به سؤالى پيرامون اين جنگ و انگيزه شروع آن و اين كه مسئوليّت خونهاى ريخته شده بر عهده كيست؟ تنها اظهار تأسّف مىكند و آن را تقدير الهى مىشمرد! و آرزو مىكند كه اى كاش چنين اتّفاقى نمىافتاد!
علىرغم اين كه او خود به اشتباهش اعتراف مىكند و آن را به شكل غير قابل قبولى توجيه مىكند، بعضى از دانشمندان متعصّب اهل سنّت، آن را نوعى اجتهاد تلقّى نموده و كار عايشه را به هيچ وجه تخطئه نمىكنند!
آيا اين، سخن صحيحى است؟ آيا اجتهاد در مقابل خليفه مسلّم پيامبر خدا كه به گفته خود عايشه «او بهترين مردم است و هر كس بغضش را داشته باشد كافر است.» اجتهاد صحيحى است؟ وانگهى اگر اين راه را بگشائيم ديگر هيچ گنهكار و خطاكارى وجود نخواهد داشت، زيرا هر خطاكارى خطاى خويش را در لباس
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد ٦، صفحه ٢٢٥، (به نقل از ترجمه و شرح نهج البلاغه، جلد اوّل، صفحه ٤٠٣).