آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - ١ تفسير ولايت و مولى در حديث غدير
جز مسأله نصب خلافت نبوده است كه در خور تبريك و تهنيت باشد؛ زيرا اعلام دوستى، كه براى همه مسلمانان بطور عموم ثابت است، تبريك ندارد.
در «مُسند» امام «احمد» آمده است: عمر بعد از آن بيانات پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به على عليه السلام عرض كرد:
هَنيئاً يَا بْنَ أَبي طالِبٍ أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ مَوْلى كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ
گوارا باد بر تو اى فرزند أبي طالب! صبح كردى و شام كردى در حالى كه مولاى هر مرد و زن با ايمان هستى! [١]
در تعبيرى كه فخر رازى در ذيل آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» ذكر كرده، مىخوانيم: عمر گفت: «هَنيئاً لَكَ أَصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى كُلِّ مُؤمِنِ وَ مُؤمِنَةٍ»
به اين ترتيب، عمر او را مولاى خود و مولاى همه مؤمنان مىشمرد.
در تاريخ بغداد روايت فوق به اين صورت آمده:
بَخّ بَخّ لَكَ يا بْنَ أَبي طالِبٍ! أَصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى كُلِّ مُسْلِمٍ [٢]
آفرين، آفرين به تو اى فرزند ابو طالب! صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مسلمانى هستى.
و در «فيض القدير» و «الصّواعق» آمده است كه اين تبريك را ابو بكر و عمر هر دو به على عليه السلام گفتند: «أَمْسَيْتَ يَا بْنَ أَبي طالِبٍ مَوْلا كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ [٣]».
ناگفته پيداست دوستى سادهاى كه ميان همه مؤمنان با يكديگر است چنين تشريفاتى ندارد، و اين جز با ولايت به معنى خلافت سازگار نيست.
٤- اشعارى كه از «حسّان بن ثابت» نقل كرديم با آن مضمون و محتواى بلند و آن تعبيرات صريح و روشن، نيز گواه ديگرى بر اين مدّعا است، و به اندازه كافى در اين مسأله گويا است (بار ديگر آن اشعار را مطالعه فرمائيد).
[١] مسندِ احمد، جلد ٤، صفحه ٢٨١ (طبق نقل فضائل الخمسة، جلد ١، صفحه ٤٣٢).
[٢] تاريخ بغداد، جلد ٧، صفحه ٢٩٠.
[٣] فيض القدير، جلد ٦، صفحه ٢١٧؛ الصّواعق، صفحه ١٠٧.