آيات ولايت در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥ - پيشگامان اسلام
گام در راه آنها گذاشتند و به آن دو گروه پيوستند تابعين هستند. [١] بنابراين تابعين طبق اين تفسير، از نسل دوم مسلمانان تا قيام قيامت شامل تمام مسلمانها در هر عصر و مكان مىشود؛ يعنى اگر مسلمان عصر و زمان ما هم خطّ نصرت مسلمانان و هجرت به سوى رضاى خداوند را ادامه دهند، عنوان «تابعين» كه در اين آيه شريفه آمده، شامل آنها مىشود؛ زيرا همانگونه كه در بحثهاى سابق گفته شد هجرت اختصاص به مسلمانان صدر اسلام ندارد، بلكه در هر عصر و زمانى امكانپذير است؛ چون هجرت به معناى هجرت از گناهان به سوى اطاعتها و از ناپاكىها به سوى پاكىها و از ظلمات به سوى نور است.
سؤال: واژه «بِاحْسانٍ» كه در توضيح «تابعين» آمده، به چه معنى است؟
پاسخ: دو احتمال در تفسير اين واژه وجود دارد:
نخست اين كه پيروى از مهاجران و انصار نبايد فقط در زبان و حرف باشد، بلكه در عمل نيز خطّ نصرت و هجرت را ادامه دهند. و به تعبير ديگر بخوبى و به درستى از مهاجران و انصار پيروى و تبعيّت كنند.
احتمال ديگر آن كه در كارهاى نيك از مهاجرين و انصار پيروى كنيد، نه در همه افعال و كردار آنها؛ زيرا در بين آن بزرگواران هم افرادى بودند كه بر خلاف روش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و دستورات اسلام حركت مىكردند.
بر خلاف آنچه اهل سنّت معتقدند، كه تمام صحابه پيامبر پاك و معصوم هستند، [٢]
[١] البتّه واژه «تابعين» در بين دانشمندان علم حديث اهل سنّت معناى ديگرى دارد كه دايره آن محدود است و آن به كسانى اطلاق مىشود كه موفّق به درك رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نشدند، ولى از علوم و دانش اصحاب پيامبر استفاده كردند. نه هر مسلمانى كه راه مهاجرين و انصار را ادامه دهد، هر چند همعصر آنها نبوده باشد.
[٢] در سفر اخير كه به مكّه مشرّف شدم (سال ١٣٨٠ ه. ش، شعبان ١٤٢٢ ه. ق) به پيشنهاد عدّهاى از علماء و دانشمندان اهل سنّت مكّه، گفتوگوهايى با هم داشتيم. از جمله مباحثى كه در آن جلسات مطرح شد، بحث عدالت صحابه پيامبر بود. به آنها گفتم: شما معتقديد كه همه صحابه پيامبر عادل و منزّه از گناه هستند، در حالى كه در جنگ جمل، كه جنگ افروزان آن از صحابه پيامبر بودند، بيش از هفده هزار نفر از مسلمانان كشته شدند. چه كسانى مسئول اين همه خون هستند؟ اگر خون يك بىگناه بر دامن انسان بنشيند، جوابگو نخواهد بود، تا چه رسد به ريختن خون هفده هزار انسان!
بعضى از علماء اهل سنّت در پاسخ گفتند: «هر چند طلحه و زبير و عايشه جنگافروزان جنگ جمل بودند، ولى آنها قبل از شروع جنگ كنار كشيدند و دست آنها آلوده به جنگ نشد!»
در پاسخ گفتم: بر فرض صحّت اين ادّعا، اگر كسى آتشى روشن كند، همين كه خود را نجات دهد و از آتش كنارهگيرى كند كافى است و مسئوليّتى ندارد، يا اين كه براى رفع مسئوليّت، بايد آتشى را كه افروخته خاموش نمايد؟! سپس پرسيدم: در جنگ صفّين كه قريب يكصد هزار نفر از مسلمانان كشته شدند، چه كسى پاسخگوى خون آنهاست؟
گفتند: معاويه مجتهد بوده و در استنباطش خطا كرده، پس مسئوليّتى ندارد! گفتم: اگر اجتهاد اين قدر وسيع و گسترده و بىضابطه است، پس هيچ گناهكارى نبايد مجازات شود؛ چون در استنباط خويش خطا كرده است! آيا عقلا اين توجيهات را مىپذيرند؟!