اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١٧
٢ / ٣
شرط توحيد
٩٥٦.جابربن عبداللّه انصارى: باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا، آيا بهشت، بهايى دارد؟ فرمود: آرى. عرض كرد: بهايش چيست؟ فرمود: كلمه لااله الااللّه كه بنده صالح آن را از روى اخلاص بگويد: عرض كرد: اخلاص آن چيست؟ فرمود: عمل كردن به آن چه براى آن فرستاده شده ام و دوست داشتن اهل بيت من. عرض كرد: دوست داشتن اهل بيت شما، از حقوق اين كلمه است؟ فرمود: آرى، دوست داشتن آنان بزرگترين حقّ آن است.
٩٥٧.امام على عليه السلام: «لا اله الا اللّه » شروطى دارد كه من و فرزندانم از جمله شروط آن هستيم.
٩٥٨.اسحق بن راهوَيه: هنگامى كه ابوالحسن الرضا عليه السلام به نيشابور رسيد و خواست كه آن جا را به قصد رفتن نزد مأمون ترك گويد، راويان حديث، گردش را گرفتند و عرض كردند: اى پسر پيامبر خدا، از پيش ما مى روى و برايمان حديثى كه از محضرتان فيضى بريم، نمى گويى؟! حضرت كه در كجاوه نشسته بود سرش را بيرون آورد و فرمود: از پدرم، موسى بن جعفر شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم، جعفر بن محمّد شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم، محمّد بن على شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم، على بن الحسين شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم، حسين بن على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم، اميرالمؤمنين على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: از جبرئيل شنيدم كه مى فرمايد: از خداوند جلّ جلاله شنيدم كه مى فرمايد: (كلمه) لا اله الا اللّه حصار من است و هركس وارد حصار من شود از عذابم در امان است. اسحاق مى گويد: چون شتر به راه افتاد حضرت با صداى بلند به ما فرمود: اما اين شرط هايى دارد و من از شرط هاى آن هستم.