اهل بيت (ع) در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٥
٨١٢.امام على عليه السلام: بر شما باد دوست داشتن خاندان پيامبرتان؛ زيرا كه آن حقّ خداست بر گردن شما و موجب حقّ شما بر خدا مى شود. آيا نمى بينيد اين سخن خداى متعال را كه: «بگو: من در ازاى اين از شما مزدى نمى خواهم مگر دوستى با خويشاوندانم».
٨١٣.زاذان از على عليه السلام: آل حم در ميان ماست؛ دوستى ما را پاس ندارد مگر آن كه مؤمن است. سپس اين آيه را خواند: «بگو: من به ازاى اين از شما مزدى نمى طلبم مگر دوستى با خويشاوندان» .
٨١٤.امام على عليه السلام: آن دستگيره محكم [عروة الوثقى]، دوستى آل محمّد صلى الله عليه و آله است.
٨١٥.امام سجاد عليه السلام: حسن بن على پس از كشته شدن على براى مردم سخنرانى كرد و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود:... من از خانواده اى هستم كه خداوند دوستى آنان را بر هر مسلمانى فرض كرده است. او، تبارك و تعالى، به پيامبرش فرمود: «بگو: من به ازاى اين از شما مزدى نمى خواهم مگر دوستى با خويشاوندان و هر كس نيكى به جاى آورد براى او در ثواب آن خواهيم افزود» . انجام دادن نيكى همان دوستى ما اهل بيت است.
٨١٦.امام حسين عليه السلام ـ درباره آيه شريفه «بگو، من به ازاى اين از شمـ : آن خويشاونديى كه خداوند به صله [ونگهداشت پيوند آن] فرمان داده و آن را حقّى بزرگ داشته و خير و خوبى را در آن قرار داده، خويشاوندى ما اهل بيت است كه خداوند حقّ ما را بر هر مسلمانى واجب ساخته است.
٨١٧.حكيم بن جبير: از على بن حسين بن على درباره اين آيه «بگو: من به ازاى اين از شما مزدى نمى خواهم مگر دوست داشتن خويشاوندانم» پرسيدم. فرمود: مقصود خويشاوندى ما اهل بيت محمّد صلى الله عليه و آله است.
٨١٨.ابو ديلم: هنگامى كه على بن الحسين را به اسيرى آوردند و بر روى پلكان (مسجد) دمشق نگهش داشتند، مردى از اهل شام برخاست و گفت: سپاس خدايى را كه شما را بكشت و ريشه تان را بر كند و شاخ فتنه را قطع كرد. على بن الحسين عليهماالسلامبه او فرمود: آيا قرآن راخوانده اى؟ مرد گفت: آرى. فرمود: آيا آل حم را خوانده اى؟ مرد گفت: قرآن خوانده ام اما آل حم نخوانده ام. حضرت فرمود: نخوانده اى: «بگو: من به ازاى اين از شما مزدى نمى خواهم مگر دوستى خويشاوندانم»؟ مرد گفت: شماييد آن خويشاوندان؟ فرمود: آرى.