آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٣٥ - نمونه
قبيلههايي که به اسلام روي ميآوردند، بيان و مکتوب کرده است. [١] اين مسئله، مورد اتفاق همه مذاهب مسلمانان است؛ اما در اينکه خمس به چه چيزهايي تعلّق ميگيرد، اختلاف وجود دارد. اهل سنّت بر اين باورند که اوّلاً واژه «ما غنمتم» در اين آيه، با واژه «غنيمت» هممعنا است و هيچ تفاوتي ندارد و ثانياً واژه «غنيمت» نيز انصراف و اختصاص به جنگ دارد؛ در حالي که فقيهان و مفسّران شيعي، با استناد به علم ادب و لغت عربي و کاربردهاي گوناگون اين واژه در فرهنگ عصر نزول قرآن، هر دو ادعا و يا يکي از آن دو را نادرست ميدانند و به پيروي از اهل بيت عصمت و طهارت، ترکيب «ما غنمتم» را شامل هر چيزِ «به چنگ آمده» ميدانند و غنيمت جنگي را تنها يکي از مصاديق آن ميشمارند و فوايد معدن، گنج، تجارت و برخي امور ديگر را نيز مصداقهاي آيه ميدانند. بر اين اساس، ميتوان پرسيد: چرا پيامبر، از اين موارد، خمس نگرفته و بيان تفصيلي اين حکم را به جانشينان خود واگذار کرده است؟ دانشمندان شيعه، پاسخهاي متفاوتي به اين پرسش دادهاند. برخي معتقدند پيامبر به گرفتن خمس از غير غنيمت جنگي نيز فرمان داده، و همان مکاتبهها و پيماننامهها را شاهد آوردهاند؛ زيرا اين پيمان ها، با قبايلي بوده که يا نجنگيده و يا مکلّف به آن نبوده و يا توانايي آن را نداشتهاند تا غنيمتي به چنگ آورند وخمس آن را بپردازند. در پيماننامههايي نيز، منافع زمين و دشت، مشمول خمس دانسته شده است. [٢]
[١] ر.ک: صحيح بخاري، ج ١، ص ٢٢ و ج ٢، ص ١٣١ و ج ٤، ص ٢٠٥؛ سنن نسائي، ج ٢، ص ٣٣٣؛ الاموال، أبو عبيد قاسم بن سلام، ص ٢٠؛ أسد الغابة، ابن الاثير ج ٤، ص١٧٥؛ الخمس، آيت الله نوري، ص٨٧ تا ٩٩.[٢] در کتب اصلي حديث و تاريخ اهل سنت، نمونههاي متعددي را ميتوان ارائه داد. اين نمونهها در کتاب خمس آيت الله حسين نوري (ص ١١٠ ـ ٨٧) گرد آمدهاند. ما دو نمونه را ميآوريم، در نمونه نخست پيامبر، خمس را بر قبيله عبد القيس واجب ساخته در حالي که آنان قدرت جنگ با ديگران را نداشته و خود به پيامبر گفتهاند که جز در ماههاي حرام نميتوانند بيرون بيايند و به خدمت حضرت برسند. نمونه دوم هم پيماننامه ميان پيامبر و قبيله جهينه است که سياق عبارت با غنيمت جنگي همخوان نيست. نمون? اول: «أبو جمرة قال: سمعت ابن عباس يقول: قدم وفد عبد القيس على النبي فقالوا: يا رسول الله، إنَّ هذا الحي من ربيعة، قد حالت بيننا وبينک كفّار مضر ولسنا نخلص إليك إلا في الشهر الحرام، فمرنا بشئ نأخذه عنك وندعو إليه من وراءنا. قال: آمركم بأربع وأنهاكم عن أربع: الإيمان بالله وشهادة أن لا إله إلا الله ـ وعقد بيده هكذا ـ وإقام الصلاة وإيتاء الزكاة وأن تؤدّوا خمس ما غنمتم وأنهاكم عن الدباء والحنتم والنقير والمزفت»؛ صحيح البخاري، ج ٢، ص ١٠٩ و ١٣٣ و ج ٥، ص ١١٦؛ صحيح مسلم، ج ١، ص ٣٥؛ سنن أبي داود، ج ٢، ص ١٨٧. نمون? دوم: «بسم الله الرحمن الرحيم، هذا كتاب أمان من الله العزيز على لسان رسوله بحقّ صادق وكتاب ناطق مع عمرو بن مرة لجهينة بن زيد، إنَّ لكم بطون الأرض وسهولها وتلاع الأودية وظهورها عن أن ترعوا نباتها وتشربوا ماءها، على أن تؤدّوا الخمس وتصلّوا الخمس»: كنز العمال، المتقي الهندي، ج١٣، ص٥٠١.