آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٦٧ - ضرب قرآن به قرآن
يک را به هم در نظر ميگيرند. البته اگر در اين روش تفسيري نيز قراين سياقي هر آيه و جايگاه و نسبت آيهها به يکديگر ناديده گرفته شود، ميتوان آن را ناپسند و حتي ضرب قران به قرآن دانست. [١] خوشبختانه محدثان اهل سنّت نيز اين حديث را به همراه برخي اسباب صدور آن از پيامبر نقل کرده اند. براي نمونه، احمد بن حنبل آن را با چندين متن متفاوت اما متقارب آورده است؛ عمرو بن شعيب عن أبيه عن جدّه قال: سَمِعَ النبيُّ قوماً يَتَدارؤون فقال: «إنّما هَلَكَ مَن كان قبلَكم بِهذا، ضَربُوا كتابَ اللهِ بعضَه بِبعضٍ وإنّما نَزَلَ كتابُ اللهِ يُصَدِّقُ بعضُه بعضاً. فلا تُكذِّبوا بعضَه بِبعضٍ فما عَلِمتُم مِنه فَقُولوا وما جَهِلتُم فَكِلُوه إلي عالمه». [٢] پيامبر خدا شنيد که قومي سخن يکديگر را خصمانه رد ميکنند. پس به آنان فرمود: «پيشينيان نيز به همين سبب نابود شدند که آيات کتاب خدا را به آياتي ديگر زدند؛ حالْ آن که آيات قرآن، يکديگر را تصديق ميکنند. پس با پارهاي از آن، پارهاي ديگر را تکذيب نکنيد. آنچه را از آن ميدانيد، بگوييد و آنچه را نميدانيد، به کسي وا گذاريد که بدان آگاه است». نقلهاي ديگر از همين راوي، نکتههاي بيشتري را روشن ميکنند؛ [٣] اما صدر
[١] براي مطالعه بيشتر ر.ک: مجلّه علوم حديث، شماره ٤٤، «روايات ضرب قرآن به قرآن در ترازوي نقد»، بهروز يدالله پور.[٢] مسند احمد، ابن حنبل، ج ٢، ص ١٨٥.[٣] احمد بن حنبل برخي را آورده است: خَرجَ رسولُ الله ذاتَ يومٍ والناسُ يتكلّمونَ في القَدَرِ؛ قال ـ وكأنَّما فَقَأ في وجهِه حَبَّ الرُّمّانِ مِن الغَضَبِ ـ ، قال فَقال لَهم: «ما لَكُم تَضربُونَ كتابَ اللهِ بعضَه بِبعضٍ؟! بِهذا هَلَكَ مَن كانَ قبلَكم»؛ روزي پيامبر خدا از خانه خارج شد، ديد گروهي در باره قَدَر گفتوگو ميکنند. پيامبر ـ که گويي از شدّت غضب، دانه انار در چهرهاش فشرده بودند ـ ، سخن گفت و به آنان فرمود: «چرا با پارهاي از آيات، آياتي ديگر را کنار ميزنيد؟! آنان که پيش از شما بودند، به همين سبب نابود شدند»؛ همان، ص ١٧٨؛ و نيز إنَّ نَفَراً كانوا جُلوساًإ بِبابِ النبيِّ فقالَ بعضُهم: ألَم يقُلِ اللهُ كذا وكذا، وقال بعضُهم: ألم يقل الله كذا وكذا. فَسَمِعَ ذلك رسولُ اللهِ فَخَرَجَ كأنما فُقِئَ في وجهِه حَبُّ الرُمّانِ، فقالَ: «بِهذا أمِرتم أو بِهذا بُعثتُم أن تَضربوا كتابَ الله بَعضَه بِبعضٍ؟! إنّما ضَلَّتِ الأممُ قبلَكم في مِثلِ هذا إنّكم لستُم في شيء. انظروا الَّذى أمرتم به، فاعلَمُوا به والذى نُهيتُم عنه فانتَهوا»؛ همان، ص ١٩٥.