آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٠ - مفهوم و اهميت آسيبشناسى
در درک مراد و مقصود حديث، اختلال ايجاد کند، چگونه از آن استفاده کنيم و آن را براي پايهريزي زندگي خود، به کار ببريم؟ پاسخ دادن به اين پرسشِ نه چندان ساده، در گروي توجه به اين نکته است که آسيبهاي متعدّدي که بر خواهيم شمرد، در هر حديثي يافت نميشود؛ بلکه مجموع آنها در يک پهنه گسترده و بر مجموعه احاديث و در يک بازه زماني طولاني، عارض شدهاند. اين، بدان معنا است که بسياري از احاديث، دستخوش اين آسيبها نشدهاند و درست و سلامت ماندهاند. مؤيد اين مطلب، ناکامي اين جانب و همکاران بزرگوارم در جست و جوي نمونههايي متعدّد و فراوان براي بسياري از اين آسيبها است. بنده و دانشجويان عزيزي که به قصد تمرينها و پژوهشهاي درسي، در پي يافتن نمونههاي بهتر و بيشتري بودهاند، اره از قلّت دستاوردهاي خود در برابر زمان مصرفشده، شکايت داشتهاند. به سخن ديگر، به جز چند آسيب مشخّص ـ مانند: تصحيف و تتبّع ناقص ـ ، بقيه آسيبها به صورت موردي اتفاق افتادهاند و موارد وقوعشان اندک است. در مقام تشبيه، آسيبها مانند بيماريهايي هستند که دامنگير اجتماع ميشوند و تعداد آنها کم نيست؛ اما هر فرد ممکن است در طول زندگي خود، به بسياري از آنها مبتلا نشود و تنها يکي دو بيماري عمومي و قابل درمان، مانند سرماخوردگي، دامنگير همه افراد بشود. افزون بر اين، آسيبزدگي در بسياري از موارد، نشاندهنده ارزش ذاتي شيء است؛ زيرا تا چيزي ارزشمند نباشد، دستخوش طمع طمّاعان قرار نميگيرد و از اين رو پي بردن به آسيبها تنها بايد هشياري ما را افزايش دهد، نه آن که ما را از تلاش براي دستيابي به اصل آن نا اميد گرداند. اگر آسيبي، راه درمان داشته باشد، بايد آن را شناخت و به کار بست و اگر راه درمان نداشته باشد، بايد شيء آفتزده را از ديگر اشياي سالم، جدا کرد و کنار نهاد، و هيچ يک از اين دو، به معناي چشم پوشيدن از همه پرتوهاي خورشيد نيست. ما هنوز هم ميتوانيم بر درستي و قابل استفاده بودن بسياري از احاديث، پا بفشريم و تنها با اندک فعاليتهاي