آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٥٩ - كشف روايات تقيهاى
کشف روايات تقيهاي
گذشت که دو آسيب جدّي مربوط به تقيه، بياعتبار ديدن روايات و افراطيگري در تقيهاي دانستن آنها است. راه مقابله با اين دو آسيب، کشف روشمند و درست روايات تقيه و بيرون کشيدن آنها از دل روايات است. محدّثان و عالمان شيعه، اين رنج گران را بر خود هموار کرده و فقيهاني مانند شيخ طوسي و علامه حلّي، دسترنج علمي خود را در اين باره، در کتابهايي مانند تهذيب الأحکام، الخلاف و التذکرة، به يادگار نهادهاند. ايشان با تسلّط بر فقه نظاممند شيعي، بسياري از روايات فقهي تقيهاي را شناسايي کردهاند. روش ايشان، بر پايه اين واقعيتِ تاريخي، استوار است که تقيه، حالتي خاص و ناپايدار بوده و هيچگاه به شکل يک جريان غالب و گسترده، بر حوزه علمي شيعه چيره نشده است. از سوي ديگر، بخش اعظم روايات فقهي، از طريق چند راوي ويژه ـ مانند: زراره، محمّد بن مسلم، ابن ابي عمير و ديگر اصحاب اجماع ـ ، به دست ما رسيده است که شيعه بر صحيح بودن و قابل عمل بودن احاديث آنان، اتفاق دارند و آنان خود، با آگاهي کامل از شرايط تقيه و راه شناخت روايات تقيهاي، به آساني، احکام واقعي و صوري را از هم تشخيص ميدادند و در موارد شک و ترديد، به راحتي به امام دسترس داشتند و در وقت مخصوص و خلوت خود ـ که احتمال تقيه منتفي است ـ ، آن را جويا ميشدند. اين زمينه قابل اعتماد تاريخي، روايات مخالف با روايات اين دسته و مشهورات شيعه را مشکوک ميکند و موجب ميشود که در صورت عدم موافقت با قرآن و نبود قرينهاي ديگر بر صحّت آن، تنها در صورت موافقت و همخواني آن با نظر حاکمان وقت و نظر مسلّط مشهور در زمان صدور،آن را تقيهاي بدانيم؛ زيرا اگر نظري در زمان صدور حديث، بر حوزههاي علمي و اجتماعي، مسلّط نباشد، چه ضرورتي اقتضاي همراهي با آن را دارد؟ و چرا امام خود را ناگزير از اظهار خلاف واقع ببيند؟!