آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٦٥ - ضرب قرآن به قرآن
اگرچه پاسخ ابن وليد، تفسيري ابتدايي نيست؛ اما نميتوان آن را مقصود نهايي حديث دانست. سيد رضي نيز حديث را به معناي ساده «زدن اجزاي قرآن به يکديگر» تفسير ننموده؛ بلکه آن را به گونه ديگري معنا کرده و گفته است: ومِن ذلك قول القائل: «ضربتُ بعضَ بني فلانٍ بِبعضٍ»، إذا ألقَي بينَهم حرباً يَختلطُونَ فيها، أو عداوةً يَتناوَشونَ عليها. ونظيرُ ذلك الخبر المروي عنه (عليه الصلاة والسلام) وهو قولُه: «أبِهذا أمِرْتُم أن تَضرِبوا كتابَ اللهِ بعضَه بِبعضٍ؟»: أي أنْ تَجعلوا حرامَه حلالاً، وحلالَه حراماً، فكأنَّكم قد خَلَطْتُموه، فَجَعَلْتُم أعلاه أسفلَه، ومفهومَه مَبهومَه. [١] و از همين گونه است، سخن کسي که ميگويد: «ضربتُ بعضَ بني فلانٍ بِبعضٍ»؛ هنگامي که در ميان آنان، جنگي در انداخته باشد که در آن، با هم در آميزند، يا دشمنياي ميانشان افکنده باشد که به سبب آن، به يکديگر حمله برند. نظير اين معنا، در خبر ديگري نيز از ايشان روايت شده است؛ همان که فرمود: «مگر چنين فرماني به شما داده شده است که بعض کتاب خدا را به بعض ديگرش بزنيد؟!»؛ يعني: [آيا فرمان داريد که] حرام قرآن را حلال، و حلالش را حرام گردانيد؟! گويا شما آن را چنان در هم آميختهايد که سر و ته آن را جا به جا، و واضحاتش را گنگ کردهايد. شهيد ثاني نيز اين حديث را به گونهاي سطحي، معنا ننموده و آن را در کنار احاديث نهي از تفسير به رأي، گنجانده و چنين معنا کرده است: «تفسيرُه بِرأيه مِن غيرِ علمٍ»، يعني تفسير به رأي بدون علم و آگاهي. [٢] آنچه ميتواند تفسير دوم ملاصالح و سيد رضي را تأييد کند، حديث امام صادق عليه السلام در تفسير نعماني است. در اين نقل امام صادق عليه السلام ضرب قرآن به قرآن را به مخالفان
[١] المَجازات النبوية، سيد رضي، ص ٣٦١.[٢] مُنية المريد، شهيد ثاني، ص ٣٦٩، و براي آگاهي از تفسيرهاي مشابه، ر.ک: تفسير صافي، فيض کاشاني، ج ١، ص ٣٥ و الحدائق الناضرة، ج ٦، ص ٣٥٥.