آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٣٣ - شيوههاى وضع
تعريفهاي حديثپژوهان از حديث موضوع نيز در همين راستا است. براي نمونه، تعريف شهيد ثاني، عالم حديثپژوه شيعي، چنين است: الحَديثُ الْمُوضوعُ، هُو المَکْذوبُ الْمُخْتَلَقُ الْمَصْنوعُ بِمَعْني أنَّ واضِعَه اخْتَلَقَهُ لا مُطْلَقُ حَديثِ الْکَذُوبِ، فإنَّ الْکَذوبَ قَدْ يَصْدُقُ. [١] حديث موضوع، يعني حديث دروغين ساختگي و بربستهشده، بدين معنا که جاعلش، آن را ساخته است، نه اينکه از انساني دروغگو نقل شده باشد؛ زيرا شخص دروغگو، گاه راست مي گويد [و همه سخنان او، دروغ نيست]. حديثپژوهان و نويسندگان عربزبان، اصطلاحهاي گوناگوني را براي اشاره به جعلي بودن حديث موضوع، به کار بردهاند. برخي از اين اصطلاحها، مانند «مُختَلَق» و «مَدسوس»، [٢] صريحاند و به روشني، بر جعلي بودن حديث دلالت دارند و برخي اصطلاحات ديگر، مانند «لا أصل له»، صراحت کم تري دارند. در زبان فارسي نيز بيشتر از الفاظي مانند «مجعول» و به ندرت از واژه «مُختَلَق» استفاده شده است؛ امّا براي کاربرد واژه «مَدسوس» در فارسي، شاهدي نيافتيم. «دَس» هم به معناي پنهان کردن چيزي در لا به لاي چيز ديگري است که ما از آن به «دسيسه» و يا براي فهم سادهتر «دست بُردن»، تعبير ميکنيم و در برخي آثار حديثي، رُخ داده است.
شيوههاي وضع
واضعان حديث، با رعايت اصل پنهان کارى، راه هاي متفاوتى را براى وارد کردن مفاهيم خودساختهشان به مجموعه دين پيمودهاند. آنان براي رسيدن به مقصود خود و نفوذ به درون احاديث، از شيوههاي گوناگوني مانند وضعِ جزئي و کلّي، کتابسازي و دَس در مجموعههاي حديثي، سود جستهاند. جاعلان، گاه واژههايي
[١] ر.ک: الرعاية في علم الدراية، ص ١٥٢؛ وصول الأخيار إلى أصول الأخبار، ص ١١٥؛ الرواشح السماوية، ص ١٩٣(رشحة ٣٧)؛ معجم مصطلحات الرجال والدراية، ص ١٧٨.[٢] الرحلة في طلب الحديث، خطيب بغدادي، ص ٥٢؛ تاريخ ابن معين، يحيي بن معين، ج ١، ص ٦.