آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٨١ - چكيده
در اين مقوله را اسايه ادب به ساحت امام حسن عليه السلام دانستهاند. فيض کاشاني نيز تنها آنها را نقل کرده است. [١] ما يک حديث را آورده و دنباله بحث را به کتاب وضع و نقد حديث ارجاع ميدهيم: حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادِ بْنِ عِيسَي عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أبِي عَبْدِ اللهِ عليه السلام قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً قَالَ وَهُوَ عَلَي الْمِنْبَرِ: «لَا تُزَوِّجُوا الْحَسَنَ فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِطْلَاقٌ». فَقَامَ رَجُلٌ مِنْ هَمْدَانَ فَقَالَ: «بَلَي وَاللهِ لَنُزَوِّجَنَّهُ وَهُوَ ابْنُ رَسُولِ اللهِ وَابْنُ أمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَإِنْ شَاءَ أمْسَكَ وَإِنْ شَاءَ طَلَّقَ». [٢] عبد الله بن سنان گويد: امام صادق عليه السلام فرمودند: امام علي عليه السلام بر منبر فرمود: «به حسن زن مدهيد؛ چراکه او بسيار طلاق ميدهد». پس مردي از قبيله هَمْدان بر خاست و عرض کرد: «به خدا سوگند که به او زن خواهيم داد. او فرزند رسول خدا و فرزند امير مؤمنان است؛ اگر خواست، نگه دارد و اگر خواست، طلاق دهد».
چکيده
پيشوايان معصوم ما، از جايگاهي والاتر از انديشمندان بشري، جهان را درک مي كردند، اما ناگزير بودند اين درک را در قالبهاي لفظي رايج بريزند و تنها آن بخش از واقعيت را به ما بنمايانند كه ظرفيت پذيرش آن را داريم. برخي احاديث اعتقادي ـ مانند احاديث: «طينت، سعادت، جبر و اختيار از مصاديق احاديث «صَعبٌ مُستصعَب» هستند و شرح آنها نيازمند صعود به قلّه دركي برتر از فهم عادي است. پيشوايان ما در احاديث خود، به گونهاي معاني قرآن را بازخواني کردهاند. از اين رو، برخي از سخنانشان به سان آيات قرآن، چندين لايه دارد. گاه گذر از لايه رويين و استخراج لايههاي زيرين، نياز به تأمّل و تتبّع فراوان دارد و تا اين دو
[١] المحجّة البيضاء، فيض کاشاني، ج ٣، ص ١٣٠.[٢] الكافي، ج ٦، ص ٥٦ و ر.ک: المحاسن، ج ٢، ص ٦٠١.