آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٤٧ - مرزهاى تقيه
اصحاب کهف که به فرموده امامان، کاملاً در زي و هيئت بتپرستي زندگي ميکردند. [١] سوگمندانه، پس از ظهور اسلام و سپري شدن دوره کوتاه تسلّط همه جانبه پيامبر، نگهبانان اصلي دين، کنار زده شدند و مؤمنان واقعي، در پرده رفتند و جاهليت کهن، در جامهاي نو، سر بر آورد و در شام و سپس بغداد، بر تخت سلطنت نشست و چنان چيره شد که نه تنها عمل کردن، بلکه بيان برخي احکام واضح دين، جرم به شمار ميآمد و شهرت يافتن کسي به «جعفري» و «علوي»، براي دستگيري، شکنجه و حتي قتل او، دليلي کافي مينمود. پس از قيام حسيني، قيامها و حتي اعتراضهاي سادات حسني و زيدي، به شدّت سرکوب شد و امامان شيعه، يا از سخن گفتن منع شدند و يا زير فشارهاي خردکننده حکومت، ناگزير، به برخي همراهيهاي صوري و موافقتهاي ظاهري با گفتمانِ چيره، تن دادند. آنان سياست صبر و بردباري را پيشه خود کردند و با کمال احتياط و با رعايت دهها مسئله جانبي، از بيان برخي حقايق چشم پوشيدند تا ناچار نشوند از همه آنها دست بکشند؛ [٢] گاه براي حفظ راويان، مخاطبان و حتي خود، يا براي پاسداري از کيان شيعه، حکم نادرست قاضيان و حاکمان معاصر خويش را تأييد کرده يا مطابق نظر آنان پاسخ ميدادند. امامان اين روش را آيين خود و پدرانشان دانسته، [٣] تقيه را زره و سپر حفظ دين و ايمان خوانده [٤] و عمل به تقيه را موجب سربلندي مؤمن ميديدند. [٥]
مرزهاي تقيه
[١] ر.ک: الکافي، ج ٢، ص ٢١٨، ح ٨. [٢] کتمان و نهي از اذاعه و افشاي اسرار، در همين بستر، شکل گرفت؛ ر.ک: همان، ص ٢٢١، «باب الکتمان».[٣] « التقية من ديني ودين آبائي »؛ همان، ص ٢١٩، ح ١٢. ر.ک: همان، ص ٣١٧، ح ٢ و ٣. [٤] «انّ التقية جُنّة المؤمن، والتَّقِيَّةُ تُرْسُ اللهِ بَيْنَهُ وَبَيْنَ خَلْقِهِ»؛ همان، ص ٢٠، ح ١٤ و ١٩.[٥] ر.ک: همان، ص ٢١٧، ح ١ و ٤.