آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٥٤ - راه حل فقه الحديثى
را به گردونه اعتبار درآوريم. پس از گردآوري همه اسناد و يا دست کم حلقههاي مشابه با حلقه مشکل دار، ميتوانيم عيب سند را يافته و در بسياري از موارد درمان کنيم. در اين راه بايد بتوانيم تعداد حلقههاي مشابه را تا آن اندازه بيابيم که حلقه استاد و شاگرد را از هم تميز دهيم و هويت هر يک را با اطمينان معين نماييم. کتاب جامع الرواه اردبيلي، تهذيب الاسانيد آيت الله بروجردي و برنامههاي رايانهاي به ويژه درايه النور در اين عرصه به کار ميآيند. راه ديگر که اهميتي بسزا و در خور اعتنا دارد، يافتن طريقي از همان محدّث به همان حديث است که در اصطلاح دانش رجال به آن تعويض سند ميگويند. شکل ابتدايي اين شيوه در مشيخههاي برخي کتب اربعه موجود است. شکل پيچيدهتر اين شيوه، بهرهگيري از کتابهاي فهرست، مانند فهرست شيخ طوسي است که در بسياري از موارد، طريقهاي ديگر خود را به کتابها و احاديث راويان و اصحاب امامان بيان کرده است. همان راويان و محدّثاني که شيخ طوسي در کتابهاي حديثياش از آنان با طريقهايي ضعيف و يا معلق و مرسل، نقل حديث کرده است. سخن بيشتر در اين زمينه به عهده رجاليان است و علاقمندان را به مقاله الجديد في علمي الدرايه و الرجال عند الشهيد الصدر [١] ارجاع ميدهيم.
راه حل فقه الحديثي
اين معنا نزد آشنايان با علوم حديث آشکار است که حديث صحيح [٢] نزد قدما (مانند صاحبان کتب اربعه و شيخ مفيد و ديگر محدثان قرون اوليه)، با معناي آن نزد علماي حديث دوره بعد، که از ابنطاووس (م ٦٧٣ ه) و علامه حلي (م٧٢٦ه)
[١] اين مقاله تاليف ثامر هاشم العميدي و به زبان عربي است. ترجمه آن نيز به وسيله عليرضا کاوند در نخستين و دومين شماره مجله حديث انديشه به چاپ رسيد.[٢] مشرق الشمسين، شيخ بهايي، ص ٢٦٩، «کان المتعارف بينهم إطلاق الصحيح علي کل حديث اعتضد بما يقتضي اعتمادهم عليه أو اقترن بما يوجب الوثوق به والرکون إليه».[٣] در کنار شيخ طوسي از محقق حلّي نيز به عنوان «لسان القدماء» (زبان عالمان نخستين) ياد شده است. ر. ک: سماء المقال في علم الرجال، کلباسي، ابوالهدي، ص ١٥١، ج ٢، ص ٢٩٨.[٤] ر. ک: عدّة الأصول، ج ١، فصل «في ذکر القرائن الّتي تدلّ علي صحّة أخبار الآحاد أو علي بطلانها»، ص ١٥١؛ و نيز ص ١٥٥.[٥] شرح أصول الکافي، ج ١، ص ٢٢٠ و ر. ک: تفسير صدر المتألهين، ج ٧، ص ١٣٢.[٦] شرح أصول الکافي، ج٢، ص ١٢٣.[٧] علامه شعراني (م ١٣٩٣ ق) از مدرسان مبرز کلام و فلسفه و خبره در تفسير و حديث بود. وي تأليفات فراواني دارد که از جمله آنها تعليقه بر شرح ملا صالح مازندراني است.[٨] شرح أصول الکافي، ج٢، ص ١٢٣.[٩] مسند احمد، ابن حنبل، ج ٣، ص ٤٩٧ و براي منابع شيعي: رک: الکافي، ج١، ص٤٠١، ح ١، بصائر الدرجات، ص ٤١، ح ١.