آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ١٩٢ - قهرمانه
اين فهم، چنان براي فارسيزبانان روشن است که به هنگام رو به رو شدن با آن، ترديدي در معناي آن نميکنند تا نيازمند مراجعه به کتاب لغت شوند. از اين رو، معناي اين حديث را چنين ميفهمند كه: «زن، گلى خوشبو است، نه قهرمان و پهلوان». برخي به استناد اين فهم، حديث را انكار کردهاند؛ زيرا آنچه با واقع بيروني، مخالف است؛ چراکه زنان قهرماني داريم که از برخي مردان، نيرومندترند. حال آنكه «قهرمانه» در زبان عربى، بدين معنا نيست؛ بلکه مؤنث «قهرمان» است به معناى «پيشكار در امور مالي و وكيل در کارهاي اقتصادي و متصدّى اصلي كارهاى فرد ديگر». [١] پس مقصود امير مؤمنان نيز در اين جا، نهى از به خدمت گرفتن زن در امور شخصي و مالي و اداري شوهر و بيگاري کشيدن از او است. از آنجا که لغتشناسان، اصل اين واژه را فارسي و معرّب «کهرمان» [٢] ميدانند، شايد ادّعا شود که اين واژه پس از دوران امام على عليه السلام، در قرون سوم و چهارم، به عربي راه يافته و اين تأخّر کاربرد، دليل بر جعلى بودن اين بخش از نامه نهج البلاغه باشد؛ [٣] حال آنكه اين واژه در آثار کهنتر از نهج البلاغه نيز موجود است. براي
[١] در كتاب العين چنين آمده: «القهرمانُ: هو المُسيطرُ الحفيظُ على ما تحتَ يَدَيه؛ قهرمان، يعني مسلّط و نگهدار آنچه در اختيار او است». و در لسان العرب: «وفي الحديث: كَتَبَ إلى قهرمانِه، هو كالخازنِ والوكيلِ الحافظِ لِما تحتَ يدِه والقائمُ بِأمورِ الرجلِ بِلُغةِ الفُرْسِ؛ به قهرمانش نامه نوشت، مراد انباردار، وکيل، نگهدار اموال و متصدي کارهاي انسان ـ در زبان فارسي ـ است».[٢] واژهاي به جا مانده از فارسي پهلوي؛ رک: فرهنگ سخن، انوري؛ فرهنگ فارسي، عميد.[٣] ١ . البته اين ادّعا نيز خود، نيازمند اثبات است وگزارش هاي لغت دانان خلاف آن است و آنچه از فراهيدي (م ١٧٠ ه) در العين ـ که در قرن دوم نگارش يافته ـ ، نقل شد، گواه استعمال آن پيش از قرن سه و چهار است. اين نيز شايان توجه است که پارهاي از واژگان فارسي همچون دين، دوزخ و پرديس (فردوس)، پيش از اسلام وارد زبان عربي شدهاند. چه بسا «قهرمان» نيز از اين دسته باشد. احتمال نقل معنا (که کاربرد واژه، به انتخاب راوي باشد و نه عين آنچه امام فرموده) نيز شايسته اعتنا نيست؛ چراکه از سويي، اين واژه در نامهاي مکتوب به کار رفته ـ که احتمال تغيير واژگان آن بسيار ناچيز است ـ و از ديگر سو، به چندين طريق غير از نهج البلاغه نيز نقل شده است.