آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٢٦ - مفهوم و زمينه
قرآن، از طريق تطبيق آنها بر مصداقهاي نوپديد، و نشان دادن مقصود حقيقي و نه چندان آشکار قرآن به انسانهاي معمولي و غير راسخ در علم است. اين احاديث هر چند در نگاه نخست، در صدد تفسير آيه و يا ارائه معناي لغوي براي الفاظ اند، اما در واقع، نمونههايي براي چگونگي تطبيق آيه بر افراد نهانش و آشنا کردن مخاطبان با کاربرد تاويلي قرآن هستند. غفلت از اين معنا و سوءِ فهم در تعامل با برخي از اين روايات، باعث شده است که از يک سو، غاليان و مخالفان، دانسته يا ندانسته، از آنها سوء استفاده کنند و از سوي ديگر، برخي آنها را کنار نهند. آسيبي که زمينه اين سوءِ فهم را فراهم آورده، همسانپنداري و همدرجه ديدن اين روايات با روايات تفسيري است. اگر روايتي تطبيقي را تفسيري بپنداريم و مصداقي را که در آن گفته شده، معنا و مفهوم آيه بشمريم، به هنگام ناسازگاري آن معنا با لغت، عرف و سياق، خود را ناگزير از رد آن ميبينيم. در اين حالت و با اين فهم نادرست، اگر خود را به قبول روايت، ملزم بدانيم، ناچاريم مفهوم آيه را محدود و منحصر به مصاديق مذکور در روايت کنيم. در حالي که چنين روايتي، در صدد محدود کردن معناي آيه نيست و حتي خود نيز محدوديت ندارد؛ بلکه فقط چند مصداق را براي ارايه نمونه، ذکر کرده است. مفسّر بزرگ،علامه طباطبايى، به اين نکته رهنمون شده و در اين عرصه کوشيده است. وي براى نظام مند کردن اين قاعده، اصطلاح «جَرْى» را به معناي «تطبيق آيه بر مصداقهاي آن» از روايات استخراج کرد و در سراسر تفسير الميزان، از آن سود جست. [١] براي نمونه، در تفسير «نور» و «ظلمت» در آية: اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ کفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُوْلئِك أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ. [٢]
[١] ر.ک: الميزان في تفسير القرآن، علامه طباطبايي، ج ١، ص ٤١ و ٢١٧؛ نيز ج ٢، ص ٢٩ و ٣٩١؛ و ج ٣، ص ٧٠ و ١٢٦؛ همان، ج ٤، ص ١٧.[٢] بقره / ٢٥٧ .