آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٣٣ - مفهوم و زمينه
معصوم صادر شده، اما هنوز وقت عمل به آن نرسيده؛ زيرا مکلّف، زياني نميبيند و با رسيدن بيان دوم، به مقصود اصلي شارع عمل ميکند. [١] به سخن ديگر، گاه بيان اوّل، براي برههاي از زمان کافي است و بسياري از مکلّفاني که در حدّ فاصل خطاب اوّل تا خطاب دوم هستند، با عمل به همان خطاب اوّل، از عهده تکليفِ خود بر ميآيند و به مفاد خطاب دوم نيازي نمييابند؛ اما مخاطبان و مکلّفانِ، مرحله بعد، به مسائل جديدي مبتلا ميشوند که آنان را نيازمند به خطاب دوم ميسازد. اينان اگر تنها به خطاب نخست بسنده کنند، به وظيفه حقيقي خود عمل نکردهاند و تنها بخشي از دستور و آيين صادرشده را اجرا کردهاند. پس خطاب دوم، در آغاز اين مرحله و پيش از پيدايش اين نياز، صادر ميشود تا براي اينان نيز مشکلي پيش نيايد. ما در روزگار کنوني و از پسِ سالها صدور احاديث متعدّد و پي در پي، نبايد به يک بيان اکتفا کنيم؛ بلکه وظيفه داريم همه روايات صادرشده در يک مسئله را به صورت طولي، در کنار هم قرار دهيم و به معناي برآمده از مجموع آنها تن دهيم. با غفلت از اين مسئله و بسنده کردن به يکي از دو بيان، اوّل يا دوم، يا به عمل ناقص و غير منطبق با مقصود اصلي دين دچار ميشويم و يا به دليل سربسته بودن اجمالِ
[١] الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِـى وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً؛ امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و [آيين] اسلام را براى شما برگزيدم؛ مائده/ ٣.[٢] نمونه خمس، اين مسئله را به زودي روشن ميکند.[٣] ر.ک: کتابهاي اصول فقه مانند: عدة الأصول (ط.ج)، الشيخ الطوسي، ج ٢، ص ٤٤٨ و ٤٥٧؛ معارج الأصول، المحقق الحلي، ص ١١١؛ مبادئ الوصول، العلامة الحلي، ص ١٦١؛ معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ابن الشهيد الثاني، ص ١٥٨ ـ ١٥٧؛ قوانين الأصول، الميرزا القمي، ص ٣٤١. و کتابهاي فقهي مانند: مختلف الشيعة، العلامة الحلي، ج ١، ص ١٩٦؛ تذكرة الفقهاء (ط.ق)، العلامة الحلي، ج ٢، ص ٢٥١؛ إيضاح الفوائد، ابن العلامة، ج ١، شرح ص ١٢؛ ذكرى الشيعة في أحكام الشريعة، الشهيد الأول، ج ٤، ص ٧٦؛ المهذّب البارع، ابن فهد الحلي، ج ١، شرح ص ٢٥٣؛ جواهر الكلام، الشيخ الجواهري، ج ٤١، ص ٣١٨؛ گفتني است در دوره اخير، برخي تأخير بيان از وقت نياز را، به خاطر مصالح مهمتري مانند تقيه، جايز ميدانند؛ ر.ک: أجود التقريرات، تقرير بحث النائيني، للسيد الخوئي، ج ٢، ص ٥١٧، ٥١٨؛ مصباح الأصول، تقرير بحث الخوئي، الحسيني البهسودي، ج ٣، ص ٤١١.