آسيب شناخت حديث - مسعودى، عبدالهادى - الصفحة ٢٣٣ - نمونهها
عرفي شکل ميگيرد ـ نادرست خواند و آن را موجب انهدام تمدّن جديد انساني دانست. ما بخشي از متن اين پاسخ را ميآوريم، و سپس ارتباط آن را با اين بحث، توضيح ميدهيم: بنا بر نوشته جنابعالى، زکات تنها براى مصارف فقرا و ساير امورى است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسيده است، راهى نيست؛ و رِهان در سَبْق و رِمايه، مختص است به تير و کمان و اسبدوانى و امثال آن، که در جنگهاى سابق به کار گرفته مىشده است و امروز هم تنها در همان موارد است؛ و اَنفال که بر شيعيان تحليل شده است، امروز هم شيعيان مىتوانند بدون هيچ مانعى، با ماشينهاى کذايى، جنگلها را از بين ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محيط زيست است، نابود کنند و جان ميليونها انسان را به خطر بيندازند و هيچ کس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد؛ منازل و مساجدى که در خيابانکشيها براى حلّ معضل ترافيک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتياج است، نبايد تخريب گردد و امثال آن. و بالجمله، آن گونه که جنابعالى از اخبار و روايات برداشت داريد، تمدّن جديد به کلّى بايد از بين برود و مردم کوخنشين بوده و يا براى هميشه در صحراها زندگى نمايند. [١] به گمان ما، پاسخ، بر اين نکته استوار است که آنچه در روايات مورد نهي قرار گرفته و حرام شده است، لفظ «شطرنج» نيست، و صدق عرفي و اسمي شطرنج بر آلت و ابزاري معين، کافي نيست تا آن را ناروا بشمريم. آنچه حرام شده، واقعيت خارجي حکايتشده با واژه «شطرنج» است، و چون به اين واقع خارجي در عصر ائمه نگريسته شود، ابزار قماري ميبينيم که به هيچ کار ديگري جز قمار نميآيد، و ائمه که آن را نام برده و حرام کردند؛ چون تنها کارآيياش، قمار بازي بود. روشن است که کاربرد ابزار مختصّ کار ناروا، هر صورت، حرام است؛ اما امروز که شطرنج، ابزار ويژه قمار نيست و دست کم مشترک ميان قمار و بازي معمولي و ورزش فکري است، نميتوان تنها به دليل صدق اسم شطرنج، آن را
[١] صحيفه امام، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني رحمه الله، ج ٢١، ص١٢٩.[٢] همان، ج ٢١، ص ١٤٩ تا ١٥٢.[٣] تهذيب الأحكام، ج ٩، ص ٨٦، ح ٩٦.[٤] همان، ص ٨٥، ح ٩٣.[٥] همان، ص ٨٦، ح ٩٥.